تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٩١ - رعايت اعتدال در انفاق و بخشش
انسان را از فعاليت و ضروريات زندگى بازمىدارد بلكه زبان ملامت مردم را بر او مىگشايد.
" محسور" از ماده" حسر" (بر وزن قصر) در اصل معنى كنار زدن لباس و برهنه ساختن قسمت زير آن است، به همين جهت" حاسر" به جنگجويى مىگويند كه زره در تن و كلاهخود بر سر نداشته باشد.
به حيواناتى كه بر اثر كثرت راه رفتن خسته و وامانده مىشوند، كلمه" حسير" و" حاسر" اطلاق شده است، گويى تمام گوشت تن آنها يا قدرت و نيرويشان كنار مىرود و برهنه مىشوند.
و بعدا اين مفهوم توسعه يافته به هر شخص خسته و وامانده كه از رسيدن به مقصد عاجز است" محسور" يا" حسير" و" حاسر" گفته مىشود.
" حسرت" به معنى غم و اندوه نيز از همين ماده گرفته شده، چرا كه اين حالت به انسان معمولا در مواقعى دست مىدهد كه نيروى جبران مشكلات و شكستها را از دست داده، گويى از توانايى و قدرت برهنه شده است.
در مورد مساله انفاق و بخشش اگر از حد بگذرد و تمام توان و نيروى انسان جذب آن گردد، طبيعى است كه انسان از ادامه كار و فعاليت و سامان دادن به زندگى خود وامىماند، برهنه از نيروها و سرشار از غم مىگردد، و طبعا از ارتباط و پيوند با مردم نيز قطع خواهد شد.
در بعضى از روايات كه در شان نزول اين آيه نقل شده اين مطلب به وضوح ديده مىشود، در روايتى مىخوانيم پيامبر ص در خانه بود سؤال كنندهاى بر در خانه آمد چون چيزى براى بخشش آماده نبود، و او تقاضاى پيراهن كرد، پيامبر ص پيراهن خود را به او داد، و همين امر سبب شد كه نتواند آن روز براى نماز به مسجد برود.
اين پيش آمد زبان كفار را باز كرد، گفتند: محمد خواب مانده يا مشغول