تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٨ - ١- آيا دنيا و آخرت با هم تضاد دارند؟
در يك جا آن را عرض و متاع فانى مىشمرد تَبْتَغُونَ عَرَضَ الْحَياةِ الدُّنْيا (نساء- ٩٤).
و در جاى ديگر آن را مايه غرور و غفلت مىشمرد وَ مَا الْحَياةُ الدُّنْيا إِلَّا مَتاعُ الْغُرُورِ (سوره حديد آيه ٢٠).
و در مورد ديگر آن را وسيله سرگرمى و بازيچه شمرده وَ ما هذِهِ الْحَياةُ الدُّنْيا إِلَّا لَهْوٌ وَ لَعِبٌ (عنكبوت ٦٤).
و در جايى ديگر مايه غفلت از ياد خدا رِجالٌ لا تُلْهِيهِمْ تِجارَةٌ وَ لا بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ (نور- ٣٧).
اين تعبيرات دوگانه عينا در روايات اسلامى نيز ديده مىشود:
از يك سو دنيا، مزرعه آخرت، تجارتخانه مردان خدا مسجد دوستان حق، محل هبوط وحى پروردگار، سراى موعظه و پند، شمرده شود (
مسجد احباء اللَّه و مصلى ملائكة اللَّه و مهبط وحى اللَّه و متجر اولياء اللَّه
) [١] و از سوى ديگر مايه غفلت و بيخبرى از ياد خدا و متاع غرور و مانند آن.
آيا اين دو گروه از آيات و روايات با هم تضاد دارند؟
پاسخ اين سؤال را در خود قرآن مىتوان يافت.
چرا كه آنجا كه از دنيا و مواهبش نكوهش مىكند، كسانى را مىگويد كه اين زندگى تنها هدفشان را تشكيل مىدهد، در سوره نجم آيه ٢٩ مىخوانيم وَ لَمْ يُرِدْ إِلَّا الْحَياةَ الدُّنْيا" كسانى كه جز زندگى دنيا را نخواهند".
به تعبير ديگر سخن از كسانى است كه آخرت را به دنيا مىفروشند و براى رسيدن به ماديات از هيچ خلافكارى و جنايتى ابا ندارند.
در سوره توبه آيه ٣٨ مىخوانيم ا رضيتم بالحياة الدنيا من الآخرة:" آيا راضى شديد كه زندگى دنيا را به جاى آخرت بپذيريد"؟!
[١] نهج البلاغه كلمات قصار جمله ١٣١.
تفسير نمونه ؛ ج١٢ ؛ ص٦٩