تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٢١ - ٧- درسهاى اين داستان
كننده است.
ى- ادب شاگرد و استاد- در گفتگوهايى كه ميان موسى و آن مرد عالم الهى رد و بدل شد نكتههاى جالبى پيرامون ادب شاگرد و استاد به چشم مىخورد مانند:
١- موسى خود را به عنوان تابع خضر معرفى مىكند (أَتَّبِعُكَ).
٢- موسى بيان تابعيت را به صورت تقاضاى اجازه از او ذكر مىكند (هَلْ أَتَّبِعُكَ).
٣- او اقرار به نيازش به تعلم مىكند و استادش را به داشتن علم (عَلى أَنْ تُعَلِّمَنِ).
٤- در مقام تواضع، علم استاد را بسيار معرفى مىكند و خود را طالب فراگرفتن گوشهاى از علم او (مما).
٥- از علم استاد به عنوان يك علم الهى ياد مىكند (علمت).
٦- از او طلب ارشاد و هدايت مىنمايد (رشدا).
٧- در پرده به او گوشزد مىكند كه همانگونه كه خدا به تو لطف كرده و تعليمت نموده، تو نيز اين لطف را در حق من كن (تُعَلِّمَنِ مِمَّا عُلِّمْتَ).
٨- جمله هل اتبعك اين واقعيت را نيز مىرساند كه شاگرد بايد به دنبال استاد برود، اين وظيفه استاد نيست كه بدنبال شاگرد راه بيفتد (مگر در موارد خاص).
٩- موسى با آن مقام بزرگى كه داشت (پيامبر اولوا العزم و صاحب رسالت و كتاب بود) اينهمه تواضع مىكند يعنى هر كه هستى و هر مقامى دارى در مقام كسب دانش بايد فروتن باشى.
١٠- او در مقام تعهد خود در برابر استاد، تعبير قاطعى نكرد بلكه گفت