تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥١٩ - ٧- درسهاى اين داستان
و- اعتراف به واقعيتها و موضعگيرى هماهنگ با آنها درس ديگرى است كه از اين داستان مىآموزيم، هنگامى كه موسى سه بار به طور ناخواسته گرفتار پيمانشكنى در برابر دوست عالمش شد به خوبى دريافت كه ديگر نمىتواند با او همگام باشد، و با اينكه فراق اين استاد براى او سخت ناگوار بود در برابر اين واقعيت تلخ، لجاجت به خرج نداد، و منصفانه حق را به آن مرد عالم داد، صميمانه از او جدا شد و برنامه كار خويش را پيش گرفت، در حالى كه از همين دوستى كوتاه گنجهاى عظيمى از حقيقت اندوخته بود.
انسان نبايد تا آخر عمر مشغول آزمايش خويش باشد و زندگى را تبديل به آزمايشگاهى براى آيندهاى كه هرگز نمىآيد تبديل كند، هنگامى كه چند بار مطلبى را آزمود بايد به نتيجه آن گردن نهد.
ز- آثار ايمان پدران براى فرزندان- خضر به خاطر يك پدر صالح و درستكار، حمايت از فرزندانش را در آن قسمتى كه مىتوانست بر عهده گرفت، يعنى فرزند در پرتو ايمان و امانت پدر مىتواند سعادتمند شود و نتيجه نيك آن عائد فرزند او هم بشود، در پارهاى از روايات مىخوانيم آن مرد صالح پدر بلا واسطه يتيمان نبود بلكه از اجداد دورش محسوب مىشد (آرى چنين است تاثير عمل صالح) [١] از نشانههاى صالح بودن اين پدر همان است كه او گنجى از معنويت و اندرزهاى حكيمانه براى فرزندان خود به يادگار گذارد.
ح- كوتاهى عمر بخاطر آزار پدر و مادر- جايى كه فرزندى به خاطر آنكه در آينده پدر و مادر خويش را آزار مىدهد و در برابر آنها طغيان و كفران مىكند و يا آنها را از راه الهى به در مىبرد مستحق مرگ باشد چگونه است حال فرزندى كه هم اكنون مشغول به اين گناه است، آنها در پيشگاه خدا چه
[١] نور الثقلين جلد سوم صفحه ٢٨٩.