تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥١ - تفسير چهار اصل مهم اسلامى
او گذارده شده است.
البته اين قانون كلى كه" هيچكس بار گناه ديگرى را به دوش نمىكشد" هيچگونه منافاتى با آنچه در آيه ٢٥ سوره نحل گذشت كه مىگويد:" گمراه كنندگان بار مسئوليت كسانى را كه گمراه كردهاند نيز بر دوش مىكشند" ندارد.
زيرا آنها به خاطر اقدام به گمراه ساختن ديگران، فاعل آن گناهند، و يا همچون فاعل آن محسوب مىشوند، بنا بر اين در حقيقت اين بار گناهان خودشان است كه بر دوش دارند و به تعبير ديگر" سبب" در اينجا در حكم" مباشر" (انجام دهنده كار) است.
همچنين روايات متعددى كه در زمينه سنت نيك و بد گذشت و مفهومش اين بود كه هر كس سنت نيك يا بدى بگذارد در پاداش و كيفر عاملين به آن، شريك است، نيز با آنچه در بالا گفتيم تضادى ندارد، چرا كه" سنتگذار" در واقع از اجزاى علت تامه عمل است و شريك در فاعليت.
٤- سرانجام چهارمين حكم را به اين صورت بيان مىكند كه" ما هيچ شخص و قومى را مجازات نخواهيم كرد مگر اينكه پيامبرى را براى آنها مبعوث كنيم" تا وظائفشان را كاملا تشريح و اتمام حجت كند (وَ ما كُنَّا مُعَذِّبِينَ حَتَّى نَبْعَثَ رَسُولًا).
در اينكه منظور از عذاب در اينجا هر نوع عذاب دنيا و آخرت است يا خصوص عذاب استيصال" (يعنى مجازاتهاى نابود كننده همچون طوفان نوح) در ميان مفسران گفتگو است، ولى بدون شك ظاهر آيه مطلق است و هر نوع عذاب را شامل مىشود.
و نيز در اينكه آيا اين حكم، مخصوص آن دسته از مسائل شرعى است كه تنها راه فهم آنها ادله نقليه است و يا همه مسائل را اعم از اصول و فروع، عقلى و نقلى