تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٠٤ - تفسير اسرار درونى اين حوادث
كه ايمان و عمل صالح را شامل مىشود، هم در امور دينى و هم در امور مادى، و شايد اين تعبير پاسخى بود به اعتراض موسى كه مىگفت تو" نفس زكيه" اى را كشتى، او در جواب مىگويد: نه اين پاكيزه نبود مىخواستيم خدا به جاى او فرزند پاكيزهاى به آنها بدهد!.
در چندين حديث كه در منابع مختلف اسلامى آمده است مىخوانيم:
ابدلهما اللَّه به جارية ولدت سبعين نبيا:" خداوند بجاى آن پسر، دخترى به آنها داد كه هفتاد پيامبر از نسل او به وجود آمدند" [١]!
" پروردگار تو مىخواست آنها به سرحد بلوغ برسند، و گنجشان را استخراج كنند" (فَأَرادَ رَبُّكَ أَنْ يَبْلُغا أَشُدَّهُما وَ يَسْتَخْرِجا كَنزَهُما).
" اين رحمتى بود از ناحيه پروردگار تو" (رَحْمَةً مِنْ رَبِّكَ).
و من مامور بودم به خاطر نيكوكارى پدر و مادر اين دو يتيم آن ديوار را بسازم، مبادا سقوط كند و گنج ظاهر شود و به خطر بيفتد.
در پايان براى رفع هر گونه شك و شبهه از موسى، و براى اينكه به يقين بداند همه اين كارها بر طبق نقشه و ماموريت خاصى بوده است اضافه كرد:" و من اين كار را به دستور خودم انجام ندادم" بلكه فرمان خدا و دستور پروردگار بود (وَ ما فَعَلْتُهُ عَنْ أَمْرِي).
[١] نور الثقلين جلد ٣ صفحه ٢٨٦ و ٢٨٧.