تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٩٦ - تفسير معلم الهى و اين اعمال زننده؟!
و در هر صورت از آنچه بر سر موسى و استادش در اين قريه آمد مىفهميم كه اهالى آن خسيس و دون همت بودهاند، لذا در روايتى از پيامبر ص مىخوانيم كه در باره آنها فرمود كانوا اهل قرية لئام:" آنها مردم لئيم و پستى بودند" [١] سپس قرآن اضافه مىكند:" با اين حال آنها در آن آبادى ديوارى يافتند كه مىخواست فرود آيد، آن مرد عالم دست به كار شد تا آن را برپا دارد" و مانع ويرانيش شود (فَوَجَدا فِيها جِداراً يُرِيدُ أَنْ يَنْقَضَّ فَأَقامَهُ) [٢] موسى كه قاعدتا در آن موقع خسته و كوفته و گرسنه بود، و از همه مهمتر احساس مىكرد شخصيت والاى او و استادش به خاطر عمل بى رويه اهل آبادى سخت جريحهدار شده، و از سوى ديگر مشاهده كرد كه خضر در برابر اين بى حرمتى به تعمير ديوارى كه در حال سقوط است پرداخته مثل اينكه ميخواهد مزد كار بد آنها را به آنها بدهد، و فكر مىكرد حد اقل خوب بود استاد اين كار را در برابر اجرتى انجام مىداد تا وسيله غذايى فراهم گردد.
لذا تعهد خود را بار ديگر به كلى فراموش كرد، و زبان به اعتراض گشود اما اعتراضى ملايمتر و خفيفتر از گذشته، و" گفت مىخواستى در مقابل اين كار اجرتى بگيرى"! (قالَ لَوْ شِئْتَ لَاتَّخَذْتَ عَلَيْهِ أَجْراً).
در واقع موسى فكر مىكرد اين عمل دور از عدالت است كه انسان در برابر مردمى كه اين قدر فرومايه باشند اين چنين فداكارى كند، و يا به تعبير ديگر نيكى خوبست اما در جاى خود.
درست است كه در برابر بدى، نيكى كردن، راه و رسم مردان خدا بوده
[١]" مجمع البيان" ذيل آيه مورد بحث.
[٢] نسبت دادن" اراده" به" جدار" (ديوار) مسلما مجاز است، و مفهومش اين است كه آن چنان سست شده بود كه گويى تصميم گرفته بود فرود آيد.