تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٦٤ - تفسير شياطين را اولياى خود قرار ندهيد!
يك عمر دم از آنها مىزديد، و در آستانشان سجده مىنموديد، اكنون كه امواج عذاب و كيفر اطراف شما را احاطه كرده فرياد بزنيد لا اقل ساعتى به كمكتان بشتابند.
آنها كه گويا هنوز رسوبات افكار اين دنيا را در مغز دارند فرياد مىزنند و" آنها را مىخوانند، ولى اين معبودهاى پندارى حتى پاسخ به نداى آنها نمىدهند" تا چه رسد به اينكه به كمكشان بشتابند (فَدَعَوْهُمْ فَلَمْ يَسْتَجِيبُوا لَهُمْ)" و ما در ميان آنها كانون هلاكتى قرار دادهايم" (وَ جَعَلْنا بَيْنَهُمْ مَوْبِقاً) [١]
و آتشى كه هرگز آن را باور نكرده بودند در برابر چشمان آنها آشكار مىشود.
در اينجا پى به اشتباهات گذشته خود مىبرند:" و يقين مىكنند كه در آتش ورود خواهند كرد و هم آتش در آنها"! (فَظَنُّوا أَنَّهُمْ مُواقِعُوها).
" و نيز به يقين مىفهمند كه هيچگونه راه گريز از آن نخواهند يافت" (وَ لَمْ يَجِدُوا عَنْها مَصْرِفاً).
نه معبودهاى ساختگيشان به فريادشان مىرسند، نه شفاعت شفيعان در باره آنها مؤثر است، و نه با كذب و دروغ و يا توسل به" زر" و" زور" مىتوانند از چنگال آتش دوزخ، آتشى كه اعمالشان آن را شعلهور ساخته رهايى يابند.
توجه به اين نكته لازمست كه جمله" ظنوا" گر چه از ماده" ظن" است، ولى در اينجا و بسيارى موارد ديگر، به معنى يقين به كار مىرود، لذا در سوره
[١]" موبق" از ماده" وبوق" (بر وزن نبوغ) به معنى هلاكت است و" موبق" به" مهلكه" گفته مىشود.