تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٦٢ - تفسير شياطين را اولياى خود قرار ندهيد!
اين استثناء ممكن است اين توهم را به وجود آورد كه ابليس از جنس فرشتگان بود، در حالى كه فرشتگان معصومند، پس چگونه او راه طغيان و كفر را پوييد؟! لذا بلا فاصله اضافه مىكند" او از جن بود، و سپس از فرمان پروردگارش خارج شد" (كانَ مِنَ الْجِنِّ فَفَسَقَ عَنْ أَمْرِ رَبِّهِ).
او از فرشتگان نبود ولى به خاطر بندگى و اطاعت و قرب به پروردگار در صف فرشتگان جاى گرفت، و حتى شايد معلم آنان بود، اما به خاطر يك ساعت كبر و غرور آن چنان سقوط كرد كه همه سرمايه معنويت خود را از دست، داد و راندهترين و منفورترين موجود در درگاه خدا شد.
سپس مىگويد" با اين حال آيا او و فرزندانش را به جاى من اولياى خود انتخاب مىكنيد"؟! (أَ فَتَتَّخِذُونَهُ وَ ذُرِّيَّتَهُ أَوْلِياءَ مِنْ دُونِي).
" در حالى كه آنها دشمن شما هستند" (وَ هُمْ لَكُمْ عَدُوٌّ).
دشمنى سرسخت و قسم خورده كه تصميم به گمراهى و بدبختى همه شما گرفتهاند، و عداوت خود را از روز نخست نسبت به پدرتان آدم آشكارا اظهار داشتهاند.
" شيطان و فرزندانش را به جاى خدا پذيرا شدن بسيار بد است" (بِئْسَ لِلظَّالِمِينَ بَدَلًا) [١] راستى چه زشت است كه انسان خداى عالم و آگاه و رحيم و مهربان و فيض بخش را رها كند، و شيطان و دار و دستهاش را به جاى او بپذيرد، اين زشتترين انتخابهاست، كدام عاقل دشمن را كه از روز نخست، كمر به نابوديش
[١]" بدلا" از نظر تركيب نحوى تميز است و فاعل" بئس" شيطان و دار و دسته او است، و يا عبادت شيطان و دار و دستهاش، فاعل مىباشد.