تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٤٤ - تفسير آغاز و پايان زندگى در يك تابلو زنده
مِنَ السَّماءِ).
اين قطرههاى حياتبخش بر كوه و صحرا مىريزد، دانههاى آمادهاى كه در زمينهاى مستعد نهفته است، با ريزش آن جان مىگيرد و حركت تكاملى خود را آغاز مىكند.
پوست سخت و پرمقاومت دانه در برابر نرمش باران نرم مىشود، و به جوانه گياه اجازه عبور مىدهد، سرانجام جوانه نورس از دل خاك سر برمىدارد، آفتاب مىدرخشد نسيم مىوزد، مواد غذايى زمين كمك مىكند، و اين جوانه نورس با نيرو گرفتن از همه اين عوامل حيات به رشد و نمو خود ادامه مىدهد، آن چنان كه" بعد از مدت كوتاهى گياهان زمين سر بر سر هم مىگذارند و درهم فرو مىروند" (فَاخْتَلَطَ بِهِ نَباتُ الْأَرْضِ).
صفحه كوه و صحرا يك پارچه جنبش و حيات مىشود، شكوفهها و گلها و ميوهها يكى بعد از ديگرى زينت بخش شاخهها مىشوند، گويى همه مىخندند، فرياد شادى مىكشند، به وجد و رقص درآمدهاند.
ولى اين صحنه دلانگيز ديرى نمىپايد، بادهاى خزان شروع مىشود و گرد و غبار مرگ بر سر آنها مىپاشد هوا به سردى مىگرايد، آبها كم مىشود" و چيزى نمىگذرد كه آن گياه خرم و سرسبز و خندان به شاخهها و برگهاى پژمرده و بى فروغ تبديل مىشوند" (فَأَصْبَحَ هَشِيماً) [١] آن برگهايى كه در فصل بهار آن چنان شاخهها را چسبيده بودند كه قدرت هيچ طوفانى نمىتوانست آنها را جدا كند آن قدر سست و بيجان مىشوند كه" هر باد و نسيمى آنها را جدا كرده با خود به هر سو مىبرد" (تَذْرُوهُ الرِّياحُ) [٢]
[١]" هشيم" از ماده" هشم" به معنى شكستن گرفته شده، و در اينجا به گياهان خشكيدهاى اطلاق گرديده كه درهم شكسته است.
[٢]" تذروه" از ماده" ذرو" به معنى پراكنده ساختن است.