تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٢١ - ١- روح طبقاتى مشكل بزرگ جامعهها
اصولا چرا اينهمه مواهب الهى بى دليل در اختيار يك عده معدود قرار گيرد و اكثريت در ميان انواع محروميتها، درد و رنجها، گرسنگى و بيماريها دست و پا بزنند.
چنين جامعهاى قطعا مملو از كينه و دشمنى و حسادت و كبر و غرور و ظلم و ستم و خودكامگى و استكبار، و هر گونه عوامل تباهى است، و اگر مىبينيم همه پيامبران بزرگ مخصوصا پيامبر اسلام ص با چنين نظامى شديدا مبارزه پىگير و مستمر داشته، به همين دليل است.
در اين گونه جوامع اشرافى جلسات اشراف، هميشه از مجالس تهيدستان جدا بوده است، محلههاى آنها جدا، مراكز تفريح و اجتماع آنها جدا (اگر فقراء مركز تفريحى داشته باشند) آداب و رسومشان كاملا متفاوت، و حتى قبرستانهايشان هم از هم جدا بوده است!.
اين جدايى كه بر خلاف روح بشريت، و روح تمام قوانين آسمانى است، براى هيچ مرد الهى قابل تحمل نبوده و نيست در جامعه جاهلى عرب اين وضع به شدت حكومت مىكرد تا آنجا كه گاهى بزرگترين عيب پيامبر ص را اين مىدانستند كه سلمانها و ابو ذرهاى پابرهنه و تهيدست (اما با دلهايى مملو از ايمان و عشق به خدا و شهامت و ايثار) دور او را گرفتهاند.
در جامعه جاهلى زمان نوح ع نيز اشراف بتپرست به نوح همين ايراد را مىكردند كه چرا به تعبير آنها" اراذل"! از تو پيروى كردهاند؟ (اراذل بمعنى پستها! چرا كه اين كوردلان مقياس بزرگى و پستى را درهم و دينار مىپنداشتند) (فَقالَ الْمَلَأُ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ قَوْمِهِ ما نَراكَ إِلَّا بَشَراً مِثْلَنا وَ ما نَراكَ اتَّبَعَكَ إِلَّا الَّذِينَ هُمْ أَراذِلُنا- هود آيه ٢٧).
و ديديم كه چگونه گروهى از اين خودپرستان بى ايمان حتى از نشستن در كنار تهيدستان با ايمان، و لو براى چند لحظه، ابا داشتند، و نيز در تاريخ