تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٠٤ - آيا داستان اصحاب كهف علمى است؟
را مورد انتقاد قرار دهند به دلائل منطقى متوسل مىشدند كه نمونههايى از آن را در آيات ١٥ و ١٦ همين سوره خوانديم.
اصولا اساس كار همه پيامبران و رهبران الهى در برخورد با مخالفان بحث آزاد و منطقى بوده، و توسل به زور، آنهم براى خاموش كردن آتش فتنه منحصر به مواردى بوده كه بحث منطقى مؤثر نمىافتاد، يا مانع بحثهاى منطقى ميشدند.
ى: بالآخره مساله امكان معاد جسمانى و بازگشت انسانها به زندگى مجدد به هنگام رستاخيز: آخرين و دهمين درسى است كه اين ماجرا به ما مىدهد كه شرح آن را در مباحث آينده به طور مبسوط مطالعه خواهيم كرد.
نمىگوئيم نكات آموزنده اين داستان منحصر به اينها است، ولى حتى يكى از اين" ده درس آموزنده" براى نقل چنين داستانى كافى به نظر مىرسد تا چه رسد به همه آنها.
به هر حال، هدف سرگرمى و داستانسرايى نيست، هدف ساختن انسانهاى مقاوم، با ايمان، آگاه و شجاع است، كه يكى از طرق آن نشان دادن الگوهاى اصيل در طول تاريخ پر ماجراى بشرى است.
آيا داستان اصحاب كهف علمى است؟
سرگذشت اصحاب كهف مسلما در هيچيك از كتب آسمانى پيشين نبوده است (اعم از كتب اصلى و كتب تحريف يافته كنونى) و نبايد هم باشد، زيرا طبق نقل تاريخ، اين حادثه مربوط به قرون بعد از ظهور مسيح ع است.
اين جريان مربوط به زمان" دكيوس" (كه معرب آن" دقيانوس" است) مىباشد، كه در عصر او مسيحيان تحت شكنجه سختى قرار داشتند.
و به گفته مورخان اروپايى اين حادثه ميان سالهاى ٤٩ تا ٢٥١ ميلادى روى داده است، اين مورخان مدت خواب آنها را ١٥٧ سال ميدانند، و آنها را