تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٠٢ - ٣- جنبههاى آموزنده اين داستان
استقلال فكرى خود را در برابر اكثريت گمراه محيط از دست ندادند، و همين امر سبب نجات و رستگاريشان شد، اصولا انسان بايد" سازنده محيط" باشد نه" سازش كار با محيط" و به عكس آنچه سست عنصران فاقد شخصيت مىگويند" خواهى نشوى رسوا همرنگ جماعت شو" افراد با ايمان و صاحبان افكار مستقل مىگويند" همرنگ جماعت شدنت رسوايى است"! ب:" هجرت" از محيطهاى آلوده درس ديگرى از اين ماجراى عبرتانگيز است، آنها خانههاى شاهانه و مرفه و مملو از نعمتهاى مادى را رها كردند و به انواع محروميتها در غارى كه فاقد همه چيز بود تن در دادند، تا ايمان خود را حفظ كنند و تقويت دستگاه ظلم و جور و كفر و شرك ننمايند [١] ج:" تقيه" به معنى سازندهاش درس ديگر اين داستان است، آنها اصرار داشتند كه وضعشان براى مردم شهر روشن نشود و هم چنان در پرده اسرار بماند، مبادا بيهوده جانشان را از دست دهند، و يا به اجبار آنها را به همان محيط فاسد بازگردانند، و مىدانيم تقيه چيزى جز اين نيست كه انسان موضع واقعى خود را در جايى كه افشاگرى بى نتيجه است مكتوم دارد تا نيروى خود را براى موقع مبارزه و ضربه زدن بر دشمن حفظ كند [٢] د: عدم تفاوت در ميان انسانها در مسير اللَّه و قرار گرفتن" وزير" در كنار" چوپان" و حتى سگ پاسبانى كه راه آنها را مىسپرد، درس ديگرى در اين
[١] در زمينه اهميت هجرت در اسلام و فلسفه آن بحث مشروحى در جلد چهارم صفحه ٩٠ به بعد آوردهايم.
[٢] در زمينه" تقيه" به عنوان يك سپر دفاعى به طور مشروح در جلد دوم تفسير نمونه صفحه ٣٧٣ به بعد بحث كردهايم، و مدارك فقهى آن را در كتاب" القواعد الفقهيه" آوردهايم.