تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٩٢ - تفسير خواب اصحاب كهف
مىآورد و مىگويد:
" آنها در غار خود سيصد سال درنگ كردند و نه سال نيز بر آن افزودند"! (وَ لَبِثُوا فِي كَهْفِهِمْ ثَلاثَ مِائَةٍ سِنِينَ وَ ازْدَادُوا تِسْعاً) [١] بنا بر اين مجموع مدت توفق و خواب آنها در غار سيصدونه سال بود.
جمعى معتقدند اين تعبير كه بجاى ٣٠٩ سال، فرموده است ٣٠٠ سال و نه سال بر آن افزودند، اشاره به تفاوت سالهاى شمسى و قمرى است چرا كه آنها به حساب سالهاى شمسى سيصد سال توقف كردند، و با محاسبه سالهاى قمرى سيصد و نه سال، و اين از لطائف تعبير است كه با يك تعبير جزئى در عبارت واقعيت ديگرى را كه نياز به شرح دارد بازگو كنند [٢]
چرا كه" غيب آسمانها و زمين از آن او است"، و او از هر كس به حال آنها آگاهتر مىباشد (لَهُ غَيْبُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ).
كسى كه از پنهان و آشكار، در مجموعه جهان هستى با خبر است چگونه ممكن است از مدت توقف اصحاب كهف آگاه نباشد.
[١] طبق قواعد نحوى در اينجا بايد بجاى" سنين" كه جمع است" سنه" كه مفرد است آورده شود، ولى گويا به خاطر اينكه چنين خوابى بسيار طولانى و اين تعداد سالها بسيار زياد بوده است براى بيان اين مطلب صيغه جمع ذكر شده است تا بيانگر كثرت باشد.
[٢] تفاوت سالهاى شمسى و قمرى تقريبا يازده روز است، كه اگر آن را در سيصد ضرب كنيم و سپس بر عدد روزهاى سال قمرى كه ٣٥٤ روز است تقسيم كنيم نتيجه آن همان عدد نه مىشود (البته در اينجا كسر مختصرى ميماند كه چون كمتر از يك سال است قابل محاسبه نيست).