تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٨١ - تفسير پايان ماجراى اصحاب كهف
كم كم از قرائن احوال بر مردم مسلم شد كه اين مرد يكى از گروهى است كه نامشان را در تاريخ ٣٠٠ سال قبل خواندهاند و در بسيارى از محافل سرگذشت اسرارآميزشان مطرح بوده است.
و خود او نيز متوجه شد كه در چه خواب عميق و طولانى او و يارانش فرو رفته بودند.
اين مساله مثل بمب در شهر صدا كرد، و زبان به زبان در همه جا پيچيد.
بعضى از مؤرخان مىنويسند در آن ايام زمامدار صالح و موحدى بر آنها حكومت مىكرد، ولى هضم مساله معاد جسمانى و زنده شدن مردگان بعد از مرگ براى مردم آن محيط مشكل بود جمعى از آنها نمىتوانستند باور كنند كه انسان بعد از مردن به زندگى بازمىگردد، اما ماجراى خواب اصحاب كهف دليل دندانشكنى شد براى آنها كه طرفدار معاد جسمانى بودند.
و لذا قرآن در نخستين آيه مىگويد:
" همانگونه كه آنها را به خواب فرو برديم از آن خواب عميق و طولانى بيدار كرديم و مردم را متوجه حالشان نموديم، تا بدانند وعده رستاخيز خداوند حق است" (وَ كَذلِكَ أَعْثَرْنا عَلَيْهِمْ لِيَعْلَمُوا أَنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌ).
" و در پايان جهان و قيام قيامت شكى نيست" (وَ أَنَّ السَّاعَةَ لا رَيْبَ فِيها).
چرا كه اين خواب طولانى كه صدها سال به طول انجاميد بى شباهت به مرگ نبود و بيدار شدنشان همچون رستاخيز، بلكه مىتوان گفت اين خواب و بيدارى از پارهاى جهات از مردن و بازگشتن به حيات، عجيبتر بود، زيرا صدها سال بر آنها گذشت در حالى كه بدنشان نپوسيد، در حالى كه نه غذايى خوردند و نه آبى نوشيدند، در اين مدت طولانى چگونه زنده ماندند؟
آيا اين دليل بر قدرت خدا بر هر چيز و هر كار نيست؟ حيات بعد از مرگ با توجه به چنين صحنهاى مسلما امكان پذير است.