تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٦٢ - ١- خاصيت واقعنمايى (آگاهى از جهان برون)
براى توضيح اين سخن بايد به چند نكته توجه كرد:
نخست اينكه: آيا جهانى بيرون از وجود ما هست يا نه؟ مسلما چنين جهانى وجود دارد، و ايدهآليستها كه وجود جهان خارج را انكار مىكنند و مىگويند هر چه هست" مائيم" و" تصورات ما" و جهان خارج درست همانند صحنههايى كه در خواب مىبينيم چيزى جز تصورات نيست، سخت در اشتباهند، و اشتباه آنها را در جاى خود اثبات كردهايم كه چگونه ايدهآليستها در عمل رئاليست مىشوند، و آنچه را در محيط كتابخانه خود مىانديشند هنگامى كه به كوچه و خيابان و محيط زندگى معمولى قدم مىگذارند همه را فراموش مىكنند.
ديگر اينكه آيا ما از وجود جهان بيرون آگاه هستيم يا نه؟
قطعا پاسخ اين سؤال نيز مثبت است، زيرا ما آگاهى زيادى از جهان بيرون خود داريم، و از موجوداتى كه در اطراف ما با نقاط دور دست است اطلاعات فراوانى در اختيار ما هست.
اكنون اين سؤال پيش مىآيد آيا جهان خارج به درون وجود ما مىآيد؟
مسلما نه، بلكه نقشه آن پيش ما است كه با استفاده از خاصيت" واقعنمايى" به جهان بيرون وجود خود پى مىبريم.
اين واقعنمايى نمىتواند تنها خواص فيزيك و شيميايى مغز باشد زيرا اين خواص زائيده تاثرات ما از جهان بيرون است، و به اصطلاح معلول آنها است، درست همانند تاثيرهايى كه غذا روى معده ما مىگذارد. آيا تاثير غذا روى معده و فعل و انفعال فيزيكى و شيميايى آن سبب مىشود كه معده از غذاها آگاهى داشته باشد، پس چطور مغز ما مىتواند از دنيا بيرون خود با خبر گردد؟! به تعبير ديگر: براى آگاهى از موجودات خارجى و عينى يك نوع احاطه بر آنها لازم است، و اين احاطه كار سلولهاى مغزى نيست، سلولهاى مغزى تنها از خارج متاثر مىشوند، و اين تاثر: همانند تاثر ساير دستگاههاى بدن از وضع