تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٥٦ - اصالت و استقلال روح
موادى كه جسم انسان را تشكيل مىدهد، حقيقت و گوهر ديگرى در او نهفته است كه از جنس ماده نيست اما بدن آدمى تحت تاثير مستقيم آن قرار دارد.
بعبارت ديگر: روح يك حقيقت ما وراى طبيعى است كه ساختمان و فعاليت آن غير از ساختمان و فعاليت جهان ماده است، درست است كه دائما با جهان ماده ارتباط دارد، ولى ماده و يا خاصيت ماده نيست! در صف مقابل، فلاسفه مادى قرار دارند: آنها مىگويند: ما موجودى مستقل از ماده بنام روح يا نام ديگر سراغ نداريم، هر چه هست همين ماده جسمانى و يا آثار فيزيكى و شيميايى آن است.
ما دستگاهى بنام" مغز و اعصاب" داريم كه بخش مهمى از اعمال حياتى ما را انجام مىدهند، و مانند ساير دستگاههاى بدن مادى هستند و تحت قوانين ماده فعاليت مىكنند.
ما غدههايى در زير زبان داريم بنام" غدههاى بزاق" كه هم فعاليت فيزيكى دارند و هم شيميايى، هنگامى كه غذا وارد دهان مىشود، اين چاههاى آرتزين! بطور خودكار و كاملا اتوماتيك شروع بكار مىكنند، و چنان حسابگرند كه درست به همان اندازه كه آب براى جويدن و نرم كردن غذا لازم است روى آن مىپاشند، غذاهاى آبدار، كم آب، خشك، هر كدام باندازه نياز خود، سهميهاى از آب دهان دريافت مىدارند.
مواد اسيدى خصوصا هنگامى كه زياد غليظ باشند، فعاليت اين غدهها را افزايش مىدهند، تا سهم بيشترى از آب دريافت دارند، و به اندازه كافى رقيق شوند و به ديوارهاى معده زيانى نرسانند! و هنگامى كه غذا را فرو برديم فعاليت اين چاهها خاموش مىگردد، خلاصه نظام عجيبى بر اين چشمههاى جوشان حكومت مىكند كه اگر يك ساعت تعادل و حساب آنها بهم بخورد، يا دائما آب از" لب و لوچه" ما سرازير است و يا