تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٤٧ - ٢-" شاكلة" چيست؟!
مقيد مىسازد [١] به اين ترتيب مفهوم" شاكله" هيچگونه اختصاصى به طبيعت ذاتى انسان ندارد، لذا مرحوم" طبرسى" در" مجمع البيان" دو معنى براى آن ذكر كرده است، طبيعت و خلقت و نيز طريقه و مذهب و سنت (چرا كه هر يك از اين امور انسان را از نظر عمل به نحوى مقيد ميسازد).
و از اينجا روشن مىشود آنها كه آيه فوق را دليلى بر حكومت صفات ذات بر انسان گرفتهاند و آن را دليلى بر جبر مىپندارند، و در اين راه تا آنجا پيش رفتهاند كه به تربيت و تزكيه اعتقاد ندارند، تا چه حد در اشتباهند.
اين طرز تفكر كه به علل مختلف سياسى و اجتماعى و روانى كه در مباحث جبر و اختيار آوردهايم بر ادبيات بسيارى از ملتها حكومت مىكند و براى توجيه نارساييهاى خود به آن متوسل مىشوند از خطرناكترين اعتقاداتى است كه مىتواند يك جامعه را به ذلت و زبونى بكشاند، و در حال عقب افتادگى، سالها يا قرنها نگاه دارد.
درست در شعر زير كه بيانگر اين تفكر در مساله تعليم و تربيت است بينديشيد:
|
درختى كه تلخ است اندر سرشت |
گرش بر نشانى به باغ بهشت |
|
|
و از جوى خلدش به هنگام آب |
به بيخ انگبين ريزى و شهد ناب |
|
|
سرانجام گوهر به كار آورد |
همان ميوه تلخ بار آورد! |