تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٢٦ - تفسير سرانجام باطل، نابودى است
خط اصلى من در همه كارها باشد و آغاز و انجام همه چيز با آن صورت گيرد.
گر چه مفسران بعضا خواستهاند مفهوم وسيع اين آيه را در مصداق يا مصاديق معينى محدود سازند، از جمله ورود به مدينه و خروج از آن به مكه، يا دخول در قبر و خروج از آن به هنگام رستاخيز، و يا مانند اينها، ولى پر واضح است كه تعبير جامع فوق هيچگونه محدوديتى در آن نيست، تقاضايى است براى ورود و خروج صادقانه در همه چيز، در همه كار، و در هر برنامه.
در حقيقت رمز اصلى پيروزى در همين جا نهفته شده است و راه و روش انبياء و اولياى الهى همين بوده كه فكرشان، گفتارشان و اعمالشان از هر گونه غش و تقلب و خدعه و نيرنگ و هر چه بر خلاف صدق و راستى است پاك باشد.
اصولا بسيارى از بدبختيهايى كه امروز با چشم خود مىبينيم كه دامنگير افراد و اقوام و ملتها شده به خاطر انحراف از همين اصل است، گاهى پايه اصلى كارشان بر اساس دروغ و نيرنگ است، و گاه كه ورودشان در كارها بر اساس راستى است اين خط اصيل را تا پايان حفظ نمىكنند، و همين عامل شكست آنها خواهد بود.
دومين اصل كه از يك نظر ميوه درخت توحيد، و از نظر ديگر نتيجه ورود و خروج صادقانه در كارها است، همانست كه در پايان آيه به آن اشاره شده است:
" خداوندا براى من از سوى خودت سلطان و ياورى قرار ده" (وَ اجْعَلْ لِي مِنْ لَدُنْكَ سُلْطاناً نَصِيراً).
چرا كه من تنها هستم، و به تنهايى كارى نمىتوان انجام داد، و با اتكاء بر قدرتم در برابر اينهمه مشكلات پيروز نخواهم شد، تو مرا يارى كن و تو ياورانى براى من فراهم ساز.
به من منطقى نيرومند، دلائلى دندانشكن در برابر دشمنان، دوستانى جانباز، ارادهاى قوى، فكرى روشن، عقلى سرشار كه همه ياوران من در اين راه خواهند