تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢١٨ - تفسير توطئه شوم ديگر؟
الْأَرْضِ لِيُخْرِجُوكَ مِنْها).
با توجه به اينكه" يستفزونك" از ماده" استفزاز" است كه گاهى به معنى ريشهكن كردن آمده و گاه به معنى تحريك نمودن توأم با سرعت و مهارت، معلوم مىشود كه مشركان، توطئه حساب شدهاى چيده بودند كه محيط را آن چنان غير قابل تحمل براى پيغمبر كنند و يا توده عوام را چنان بر ضدش بشورانند كه به راحتى بتوانند او را از مكه اخراج نمايند، ولى آنها نمىدانستند كه از قدرت آنها بالاتر قدرت خداوند بزرگى است كه آنان در برابر ارادهاش بسيار ضعيف و ناتوانند.
سپس قرآن به آنها هشدار مىدهد كه" اگر آنها چنين كارى را انجام مىدادند، بعد از تو جز مدت كوتاهى درنگ نمىكردند" (وَ إِذاً لا يَلْبَثُونَ خِلافَكَ إِلَّا قَلِيلًا) و به زودى نابود مىشدند زيرا اين گناه بسيار عظيمى است كه مردم، رهبر دلسوز و نجاتبخششان را، از شهر خود بيرون كنند، و به اين ترتيب بزرگترين نعمت الهى را كفران نمايند، چنين جمعيتى ديگر حق حيات نخواهند داشت و مجازات نابود كننده الهى به سراغشان خواهد آمد.
اين سنت از يك منطق روشن سرچشمه مىگيرد و آن اينكه چنين قوم ناسپاسى كه چراغ هدايت خود را مىشكنند: سنگر نجات خويش را ويران مىكنند، و طبيب دردهاى جانكاهشان را مىآزارند، آرى چنين قومى ديگر لايق رحمت الهى نيستند، و مجازات آنها را فرا خواهد گرفت، و مىدانيم خداوند تبعيضى در ميان بندگانش قائل نيست، يعنى در مقابل اعمال يكسان (با شرايط يكسان) مجازات يكسان قائل مىشود.