تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٣٩ - گوشهاى از روايات اهل بيت در زمينه تسبيح عمومى موجودات جهان
مىگويند، ابو حمزه ثمالى كه از ياران خاص امام بود ميگويد عرض كردم نه، فرمود:
يسبحن ربهن عز و جل و يسئلن قوت يومهن:
" اينها تسبيح خداوند بزرگ را مىگويند و روزى خود را از او مىخواهند" [١] در حديث ديگرى مىخوانيم كه يك روز پيامبر ص نزد عايشه آمد، فرمود: اين دو لباس مرا بشوى عرض كرد: اى رسول خدا ديروز شستم، فرمود:
ا ما علمت ان الثوب يسبحن فاذا اتسخ انقطع تسبيحه" آيا نمىدانى كه لباس انسان نيز تسبيح خدا ميگويد و هنگامى كه چرك و آلوده شود تسبيح آن قطع مىشود" [٢]! در حديث ديگرى از امام صادق ع مىخوانيم كه فرمود:
للدابة على صاحبها ستة حقوق لا يحملها فوق طاقتها، و لا يتخذ ظهرها مجلسا يتحدث عليها، و يبدء بعلفها اذا نزل، و لا يسمها فى وجهها، و لا يضر بها فانها تسبح و يعرض عليها الماء اذا مر بها:
" حيوان بر صاحبش، شش حق دارد: بيش از تواناييش بر او بار نكند، پشت او را مجلسى براى سخن گفتن قرار ندهد (بلكه هنگامى كه به ديگرى مىرسد و مىخواهد با او سخن بگويد پياده شود و پس از اتمام سخن سوار شود)، در هر منزلى وارد مىشود، نخست علف او را آماده كند، علامت داغ در صورت او نگذارد، و او را نزند، چرا كه تسبيح خدا مىگويد و هنگامى كه بر چشمه آب و مانند آن مىگذرد، او را به كنار آب برد" (تا اگر تشنه است بنوشد) [٣] مجموعه اين روايات كه بعضى از آنها معانى دقيق و باريكى دارد نشان مىدهد كه اين حكم عمومى تسبيح موجودات، همه چيز را بدون استثناء در بر مىگيرد و همه اينها با آنچه در تفسير دوم (تسبيح به معنى زبانحال و تكوين) گفتيم
[١] و [٢] از ابو نعيم اصفهانى در حلية الاولياء (بنا به نقل تفسير الميزان).
[٣] كافى طبق نقل تفسير الميزان.