تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٣٠ - دليل تمانع
خاص نازل نشده بلكه براى كل جامعه انسانى است، و مسلما همه انسانها اين گونه نيستند، بلكه بسيارند كسانى كه اين دلائل مختلف را مىشنوند و راه حق را بازمىيابند، هر دستهاى از اين تشنگان حقيقت از يك نوع بيان قرآن بهره مىگيرند و بيدار مىشوند، و همين اثر، براى نزول اين آيات، كافى است، هر چند كوردلانى از آن نتيجه معكوس بگيرند.
به علاوه اين گروه متعصب لجوج گر چه راهشان خطا است و خود بدبختند، ولى حقطلبان مىتوانند در مقايسه كردن خويش با آنها راه حق را بهتر بيابند كه در مقابله نور و ظلمت ارزش نور بيشتر معلوم مىشود و ادب را حتى از بىادبان مىتوان آموخت.
ضمنا از اين آيه اين درس را در زمينه مسائل تربيتى و تبليغى مىتوان فرا گرفت كه بايد براى رسيدن به هدفهاى عالى تربيتى، تنها از يك طريق استفاده نكرد، بلكه از طرق گوناگون و وسائل مختلف بهره گرفت، كه مردم ذوقها و استعدادهاى مختلفى دارند، و براى نفوذ در هر يك بايد از راهى وارد شد و يكى از فنون بلاغت نيز همين است.
دليل تمانع
آيه بعد به يكى از دلائل توحيد، اشاره مىكند كه در لسان دانشمندان و فلاسفه به عنوان" دليل تمانع" معروف شده است، مىگويد:
اى پيامبر" به آنها بگو اگر با خداوند قادر متعال، خدايان ديگرى بود- آن چنان كه آنها مىپندارند- اين خدايان سعى مىكردند راهى به خداوند بزرگ صاحب عرش پيدا كنند و بر او غالب شوند" (قُلْ لَوْ كانَ مَعَهُ آلِهَةٌ كَما يَقُولُونَ إِذاً لَابْتَغَوْا إِلى ذِي الْعَرْشِ سَبِيلًا).
گر چه جمله" إِذاً لَابْتَغَوْا إِلى ذِي الْعَرْشِ سَبِيلًا" مفهومش اين است كه آنها