تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٥٣ - بركات رعد و برق
براى خود نوعى از عقل و شعور دارند و از روى همين عقل و شعور، تسبيح و تقديس خدا مىكنند، نه تنها با زبان حال و حكايت كردن وجودشان از وجود خدا، بلكه با زبان قال نيز او را مىستايند.
نه تنها صداى رعد و يا ساير اجزاى جهان ماده، تسبيح او مىگويند كه" همگى فرشتگان نيز از ترس و خشيت خدا، به تسبيح او مشغولند" (وَ الْمَلائِكَةُ مِنْ خِيفَتِهِ) [١] آنها از اين مىترسند كه در انجام فرمان پروردگار و مسئوليتهايى كه در نظام هستى بر عهده آنها گذارده شده كوتاهى كنند و گرفتار مجازات الهى شوند، و مىدانيم هميشه وظيفهها و تكاليف براى آنها كه احساس مسئوليت مىكنند ترس آفرين است، ترسى سازنده كه شخص را به تلاش و حركت وا مىدارد.
و براى توضيح بيشتر در زمينه رعد و برق اشاره به صاعقهها مىكند و مىفرمايد:
" خداوند صاعقهها را مىفرستد و به هر كس بخواهد بوسيله آن آسيب مىرساند" (وَ يُرْسِلُ الصَّواعِقَ فَيُصِيبُ بِها مَنْ يَشاءُ).
ولى با اين همه، و با مشاهده آيات عظمت پروردگار در عالم آفرينش در پهنه زمين و آسمان، در گياهان و درختان و رعد و برق و مانند آنها، و با كوچكى و حقارت قدرت انسان در برابر حوادث، حتى در برابر يك جرقه آسمانى باز هم گروهى از بىخبران در باره خدا به مجادله و ستيز برمىخيزند" (وَ هُمْ يُجادِلُونَ فِي اللَّهِ).
در حالى كه خداوند قدرتى بىانتها، و مجازاتى دردناك و كيفرى سخت دارد (وَ هُوَ شَدِيدُ الْمِحالِ).
[١] شيخ طوسى در تفسير تبيان مىفرمايد: تفاوت" خيفه" و" خوف" در اين است كه" خيفة" بيان حالت را مىكند و" خوف" مصدر است، يعنى اولى به معنى حالت ترس است و دومى به معنى ترسيدن.