تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٩١ - ١- تبديل زمين و آسمان، به زمين و آسمان ديگر
يَتَّبِعُونَ الدَّاعِيَ لا عِوَجَ لَهُ وَ خَشَعَتِ الْأَصْواتُ لِلرَّحْمنِ فَلا تَسْمَعُ إِلَّا هَمْساً:
" از تو درباره كوهها سؤال مىكنند بگو پروردگارم آنها را از هم متلاشى مىكند، سپس آن را به صورت زمينى هموار در مىآورد آن چنان كه اعوجاج و پستى و بلندى در آن نخواهى ديد، در آن روز مردم از دعوت كنندهاى كه هيچ انحرافى در او نيست، پيروى مىكنند و صداها در برابر خداوند مهربان به خشوع مىگرايد آن چنان كه جز صداى آهسته نمىشنوى".
در آغاز سوره" تكوير" نيز سخن از خاموش شدن خورشيد و تاريك شدن ستارگان و حركت كوهها به ميان آمده.
و در آغاز سوره" انفطار" از شكافتن آسمانها و پراكنده شدن كواكب و سپس برانگيخته شدن مردگان از قبرها! (دقت كنيد) گفتگو شده است.
از مجموع اين آيات و مانند آن و همچنين آيات مختلفى كه مىگويد: انسانها از قبرها بار ديگر برانگيخته مىشوند [١] به خوبى استفاده مىشود كه نظام كنونى جهان به اين صورت باقى نمىماند، ولى به كلى نابود نمىشود، بلكه اين جهان در هم مىريزد و زمين صاف و مسطح مىگردد، و مردم در زمينى تازه (و طبعا كاملتر و عاليتر به حكم آنكه عالم ديگر همه چيزش از اين جهان وسيعتر و كاملتر است) گام مىنهند.
طبيعى است كه اين جهان امروز ما استعداد پذيرش صحنههاى قيامت را ندارد و براى زندگى رستاخيز ما، تنگ و محدود است و همان گونه كه بارها گفتهايم شايد نسبت آن جهان به اين جهان، همچون نسبت اين جهان است به محدوده عالم جنين و رحم مادر.
آياتى كه مىگويد: مدت طول روزها در قيامت با مقايسه به روزهاى اين
[١] سوره يس آيه ٥١ و سوره قمر آيه ٧ و سوره معارج آيه ٤٣ و سوره حج آيه ٧ و ...