تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٦٧ - ٢- زبد چيست؟
نشانهها، حقايق را از اوهام، و حق را از باطل شناخت.
قرآن در مثال بالا اين نشانهها را چنين بيان كرده است:
الف-" حق هميشه مفيد و سودمند است، همچون آب زلال كه مايه حيات و زندگى است، اما باطل بىفايده و بيهوده است، نه كفهاى روى آب هرگز كسى را سيراب مىكنند و درختى را مىرويانند، و نه كفهايى كه در كورههاى ذوب فلزات ظاهر مىشود. مىتوان از آنها زينتى و يا وسيلهاى براى زندگى ساخت، و اگر هم مصرفى داشته باشند، مصارف بسيار پست و بىارزشند كه به حساب نمىآيند، همانند صرف كردن خاشاك براى سوزاندن:
باطل همواره مستكبر، بالانشين، پرسروصدا، پر قال و غوغا ولى تو خالى و بىمحتوا است، اما حق متواضع، كم سر و صدا، اهل عمل و پر محتوا و سنگين وزن است [١] ج- حق هميشه متكى به نفس است، اما باطل از آبروى حق مدد مىگيرد و سعى مىكند خود را به لباس او در آورد و از حيثيت او استفاده كند، همانگونه كه" هر دروغى از راست فروغ مىگيرد"، كه اگر سخن راستى در جهان نبود، كسى هرگز دروغى را باور نمىكرد، و اگر جنس خالصى در جهان نبود، كسى فريب جنس قلابى را نمىخورد، بنا بر اين حتى فروغ زودگذر باطل و آبروى و حيثيت موقت او به بركت حق است، اما حق همه جا متكى به خويشتن است و آبرو و اثر خويش!
٢- زبد چيست؟
" زبد" معناى كفهاى روى آب و يا هر گونه كف مىباشد و مىدانيم آب
[١] على (ع) در وصف خود و دشمنانش همچون اصحاب جنگ جمل مىفرمايد:
و قد ارعدوا و ابرقوا و مع هذين الامرين الفشل و لسنا نرعد حتى نوقع و لا نسيل حتى نمطر:
" آنها رعد و برقى نشان دادند، اما پايانش جز سستى و ناتوانى نبود، ولى ما به عكس تا كارى انجام ندهيم رعد و برقى نداريم و يا نباريم سيلاب خروشان براه نمىاندازيم"! (برنامه ما عمل است نه سخن) (نهج البلاغه خطبه ٩).