تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٠٢ - تفسير برنامه و سرنوشت جباران عنيد
انحراف و ظلم و گناه ترسان باشند و آنها را جدى تلقى كنند" (ذلِكَ لِمَنْ خافَ مَقامِي وَ خافَ وَعِيدِ).
بنا بر اين موهبت و لطف من نه بىحساب است و نه بى دليل، بلكه مخصوص كسانى است كه با احساس مسئوليت در برابر مقام عدل پروردگار نه گرد ظلم و ستم مىگردند و نه در برابر دعوت حق، لجاجت و دشمنى به خرج مىدهند.
و خداوند هم دعاى اين مجاهدان راستين را به هدف اجابت رسانيد بطورى كه" جباران عنيد نوميد و زيانكار و نابود شدند" (وَ خابَ كُلُّ جَبَّارٍ عَنِيدٍ).
" خاب" از ماده" خيبة" (بر وزن غيبت) به معنى از دست رفتن مطلوب است كه با كلمه نوميدى در فارسى تقريبا مساوى است.
" جبار" در اينجا به معنى متكبر و گردنكش است، و در حديثى آمده كه زنى به حضور پيامبر آمد پيامبر ص دستورى به او داد، او سرپيچى كرد و و فرمان پيامبر را اجرا ننمود، پيامبر فرمود: دعوها فانها جباره:" او را رها كنيد كه زن سركشى است" [١] ولى كلمه" جبار" گاهى بر خداوند نيز اطلاق مىشود كه به معنى ديگرى است و آن" اصلاح كننده موجود نيازمند به اصلاح" و يا" كسى كه مسلط بر همه چيز است" مىباشد [٢]
[١] نقل از تفسير فخر رازى ذيل آيه.
[٢] براى توضيح بيشتر به جلد چهارم تفسير نمونه صفحه ٣٣٨ مراجعه فرمائيد.