تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٠٩
ولى به هر حال لازم بود پاسخى بگويند، لذا با كمال سرشكستگى گفتند تو كه مىدانى اينها سخن نمىگويند (ثُمَّ نُكِسُوا عَلى رُؤُسِهِمْ لَقَدْ عَلِمْتَ ما هؤُلاءِ يَنْطِقُونَ).
در اينجا بود كه گفتار كوبنده ابراهيم همچون صاعقهاى بر سر آنها فرود آمد، فرياد زد اف بر شما و بر آنچه غير از خدا مىپرستيد، اى بىعقلها! (أُفٍّ لَكُمْ وَ لِما تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ أَ فَلا تَعْقِلُونَ).
سرانجام چون ياراى مقاومت در برابر منطق نيرومند ابراهيم در خود نديدند-- آن چنان كه شيوه همه زورگويان قلدر است- متوسل به زور شدند، و گفتند او را بايد بسوزانيد.
و براى اين كار از تعصبات جاهلانه بت پرستان كمك گرفتند و صدا زدند بشتابيد به يارى خدايانتان اگر توان و قدرتى داريد (قالُوا حَرِّقُوهُ وَ انْصُرُوا آلِهَتَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ فاعِلِينَ) [١] اين يك نمونه از منطق رسا و مستدل و قاطع و برنده ابراهيم بود.
[١] سوره انبياء آيه ٦٣ تا ٦٧.
[٢] و [٣] ملة ابيكم ابراهيم ... (سوره حج آيه ٧٨).
[٤] سوره ممتحنه آيه ٤.