تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٨٨ - تفسير اين مدعيان غالبا مشركند!
تفسير: اين مدعيان غالبا مشركند!
با پايان گرفتن داستان يوسف با آن همه درسهاى عبرت و آموزنده، و آن نتائج گرانبها و پربارش آنهم خالى از هر گونه گزافهگويى و خرافات تاريخى، قرآن روى سخن را به پيامبر ص كرده و مىگويد:" اينها از خبرهاى غيبى است كه به تو وحى مىفرستيم" (ذلِكَ مِنْ أَنْباءِ الْغَيْبِ نُوحِيهِ إِلَيْكَ).
" تو هيچگاه نزد آنها نبودى در آن هنگام كه تصميم گرفتند و نقشه كشيدند، كه چگونه آن را اجرا كنند" (وَ ما كُنْتَ لَدَيْهِمْ إِذْ أَجْمَعُوا أَمْرَهُمْ وَ هُمْ يَمْكُرُونَ).
اين ريزهكاريها را تنها خدا مىداند و يا كسى كه در آنجا حضور داشته باشد و چون تو در آنجا حضور نداشتى بنا بر اين تنها وحى الهى است كه اين گونه خبرها را در اختيار تو گذارده است.
و از اينجا روشن مىشود داستان يوسف گر چه در تورات آمده است و قاعدتا كم و بيش در محيط حجاز، اطلاعاتى از آن داشتهاند، ولى هرگز تمام ماجرا به طور دقيق و با تمام ريزهكاريها و جزئياتش، حتى آنچه در مجالس خصوصى گذشته، بدون هر گونه اضافه و خالى از هر خرافه شناخته نشده بود.