تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٩٤ - ١- توكل مؤمنان و توكل متوكلان
بدهكار اين حرفها نبود، هر روز پيشنهاد تازهاى مىكردند و اگر پيامبر تسليم نمىشد، جار و جنجال براه مىانداختند.
سپس براى اينكه پاسخ قاطعى به تهديدهاى گوناگون اين بهانهجويان نيز بدهند با اين جمله موضع خود را مشخص مىساختند و مىگفتند:" همه افراد با ايمان بايد تنها بر خدا تكيه كنند" همان خدايى كه قدرتها در برابر قدرتش ناچيز و بىارزش است (وَ عَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ).
" چرا ما بر" اللَّه" توكل نكنيم، و در همه مشكلات به او پناه نبريم؟ چرا ما از قدرتهاى پوشالى و تهديدها بترسيم در حالى كه او ما را هدايت به راههاى سعادتمان كرده" (وَ ما لَنا أَلَّا نَتَوَكَّلَ عَلَى اللَّهِ وَ قَدْ هَدانا سُبُلَنا).
جايى كه برترين موهبت، يعنى موهبت هدايت به راههاى سعادت را به ما عطا فرموده مسلما ما را در زير پوشش حمايت خويش در برابر هر گونه تهاجم و كارشكنى و مشكلى قرار خواهد داد.
و سپس چنين ادامه مىدادند اكنون كه تكيهگاه ما خدا است، تكيهگاهى شكست ناپذير و ما فوق همه چيز،" بطور قطع ما در برابر تمام آزار و اذيتهاى شما ايستادگى و شكيبايى خواهيم كرد" (وَ لَنَصْبِرَنَّ عَلى ما آذَيْتُمُونا).
و بالآخره گفتار خود را با اين سخن پايان مىدادند كه" همه توكل كنندگان بايد تنها بر اللَّه توكل كنند" (وَ عَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُتَوَكِّلُونَ).
چند نكته
[١- توكل مؤمنان و توكل متوكلان:]
١- در نخستين آيه مورد بحث مىخوانيم" مؤمنان" بايد بر خدا توكل كنند، و در آيه دوم مىخوانيم" متوكلان" بايد بر خدا توكل كنند، گويا