تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٢٤ - ٢- چرا پيامبر تسليم درخواست معجزات نشد؟
قريش توصيف خداوند را به رحمان، نمىپسنديدند و چون چنين چيزى در ميان آنها معمول نبود آن را به باد استهزاء گرفتند، در حالى كه آيات فوق تاكيد و اصرار بر آن دارد، چرا كه لطف خاصى در اين كلمه نهفته است، زيرا مىدانيم صفت رحمانيت خداوند اشاره به لطف عام او است كه دوست و دشمن را فرا مىگيرد، و مؤمن و كافر مشمول آن است، در برابر صفت رحيميت كه اشاره به رحمت خاص ايزدى در مورد بندگان صالح و مؤمنان است.
يعنى شما چگونه به خدايى كه منبع لطف و كرم است و حتى دشمنان خويش را مشمول لطف و رحمتش قرار مىدهد ايمان نمىآوريد، اين نهايت نادانى شما است.
٢- چرا پيامبر تسليم درخواست معجزات نشد؟
باز در اينجا به گفتار كسانى برخورد مىكنيم كه مىپندارند پيامبر اسلام جز قرآن معجزهاى نداشت و از آياتى شبيه آيات فوق كمك مىگيرند، چرا كه ظاهر اين آيات مىگويد پيامبر در برابر درخواست معجزات مختلف از قبيل عقب راندن كوههاى مكه و شكافتن زمين آنجا و آشكار شدن نهرها و زنده كردن مردگان و سخن گفتن با آنها، دست رد به سينه تقاضا كنندگان زد.
ولى بارها گفتهايم اعجاز تنها براى نشان دادن چهره حقيقت است، براى آنها كه حقيقت طلب مىباشند، نه اينكه پيامبر ص به صورت يك معجزهگر درآيد و هر كس هر عملى پيشنهاد كرد انجام دهد و تازه حاضر به قبول آن نباشند.
اينگونه درخواست معجزه (معجزات اقتراحى) تنها از ناحيه افراد لجوج و سبك مغزى انجام مىگرفت كه حاضر به قبول هيچ حقى نبودند.
و اتفاقا نشانههاى اين امر در آيات فوق به خوبى به چشم مىخورد، چرا كه در آخرين آيه مورد بحث ديديم كه سخن از استهزاى پيامبر ص به ميان آمده، يعنى آنها نمىخواستند چهره حق را ببينند، بلكه با اين پيشنهادها مىخواستند