تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٥٩ - ٨- افسوس كه انسان" ظلوم" و" كفار" است
٨- افسوس كه انسان" ظلوم" و" كفار" است.
از بحثهاى گذشته به اين واقعيت رسيديم كه خداوند با اين همه موجوداتى كه مسخر فرمان انسان كرده، و با آن همه نعمتى كه به او ارزانى داشته، ديگر كمبودى از هيچ جهت براى او نيست.
ولى اين انسان بر اثر دور ماندن از نور ايمان و تربيت، در جاده طغيان و ظلم و ستم گام مىنهد و به كفران نعمت مشغول مىشود:
انحصارگران سعى مىكنند نعمتهاى گسترده الهى را به خود منحصر سازند و منابع حياتى آن را در اختيار بگيرند، و با اينكه خودشان جز اندكى را نمىتوانند مصرف كنند ديگران را از رسيدن به آن محروم مىنمايند.
اين ظلم و ستمها كه در شكل انحصارطلبى، استعمار، و تجاوز به حقوق ديگران ظاهر مىشود محيط آرام زندگى او را دستخوش طوفانها مىكند، جنگها مىآفريند، خونها مىريزد، و اموال و نفوس را به نابودى مىكشاند.
در حقيقت قرآن مىگويد اى انسان همه چيز بقدر كافى در اختيار تو است، اما به شرط اينكه ظلوم و كفار نباشى، به حق خود قناعت كنى و به حقوق ديگران تجاوز ننمايى!.