تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٨٦ - تفسير آيا در خدا شك است؟
سپس به سرنوشت گروههايى از اقوام گذشته در طى چندين آيه مىپردازد، همانها كه در برابر نعمتهاى الهى راه كفران را پيش گرفتند، و در برابر دعوت رهبران الهى به مخالفت و كفر برخاستند و منطق آنان و سرانجام كار آنها را شرح مىدهد تا تاكيدى باشد بر آنچه در آيه قبل گفته شد، مىفرمايد:" آيا خبر كسانى كه قبل از شما بودند به شما نرسيده"؟ (أَ لَمْ يَأْتِكُمْ نَبَؤُا الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ).
اين جمله ممكن است دنباله گفتار موسى بوده باشد كه در آيه قبل آمده، و ممكن است بيان مستقلى از ناحيه قرآن خطاب به مسلمانان باشد، و از نظر نتيجه تفاوت چندانى ندارد، سپس اضافه مىكند" اقوامى همچون قَوْمِ نُوحٍ وَ عادٍ وَ ثَمُودَ و آنها كه بعد از آنان بودند" (قَوْمِ نُوحٍ وَ عادٍ وَ ثَمُودَ وَ الَّذِينَ مِنْ بَعْدِهِمْ).
" همانها كه جز خدا آنان را نمىشناسد و از اخبار آنها كسى غير او آگاه نيست" (لا يَعْلَمُهُمْ إِلَّا اللَّهُ) [١] بدون شك قسمتى از اخبار قوم نوح و عاد و ثمود و همچنين اقوامى كه بعد از آنها بودند به ما رسيده ولى مسلما قسمت بيشترى به ما نرسيده كه تنها خدا از آنها آگاه است، آن قدر اسرار و خصوصيات و جزئيات در تواريخ اقوام گذشته وجود داشته كه شايد آنچه به ما رسيده در برابر آنچه نرسيده بسيار كم و ناچيز باشد.
سپس به عنوان توضيحى در زمينه سرگذشت آنها مىگويد:" پيامبرانشان با دلائل روشن به سوى آنها آمدند ولى آنها از سر تعجب و انكار دست بر دهان گذاشتند و گفتند ما به آنچه شما به خاطر آن فرستاده شدهايد كافريم" (جاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَيِّناتِ فَرَدُّوا أَيْدِيَهُمْ فِي أَفْواهِهِمْ وَ قالُوا إِنَّا كَفَرْنا بِما أُرْسِلْتُمْ بِهِ)
[١] جمله لا يَعْلَمُهُمْ إِلَّا اللَّهُ ممكن است معطوف بر جمله قبل باشد و واو محذوف شده باشد و ممكن است شبيه جمله وصفيه باشد براى جمله قبل.