تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٤٧ - ٢- بدا چيست؟
به همين جهت گاهى گفته مىشود" نسخ در احكام يك نوع بداء است، و بداء در امور تكوينى يك نوع نسخ است".
آيا هيچكس مىتواند چنين امر منطقى را انكار كند؟ جز كسى كه فرق ميان علت تامه و علل ناقصه نمىگذارد و يا اينكه تحت تاثير تبليغات شوم ضد شيعه اهل بيت ع قرار گرفته و تعصباتش به او اجازه بررسى عقائد شيعه را در كتابهاى خود شيعه نمىدهد، عجب اينكه فخر رازى با اينكه مساله" بداء" را در مورد شيعه در ذيل آيه يَمْحُوا اللَّهُ ما يَشاءُ وَ يُثْبِتُ آورده است، هيچ توجه نكرده كه بداء چيزى جز همين" محو و اثبات" نيست، و با تعصب مخصوصش سخت به شيعه تاخته است كه چرا آنها قائل به" بداء" هستند.
١- در داستان" يونس" مىخوانيم كه نافرمانى قومش سبب شد كه مجازات الهى به سراغ آنها بيايد و اين پيامبر بزرگ هم كه آنها را قابل هدايت نمىديد و مستحق عذاب مىدانست آنان را ترك گفت، اما ناگهان (بدا واقع شد) يكى از دانشمندان قوم كه آثار عذاب را مشاهده كرد، آنان را جمع نمود و به توبه دعوت كرد، همگى پذيرفتند و مجازاتى كه نشانههايش ظاهر شده بود برطرف شد (فَلَوْ لا كانَتْ قَرْيَةٌ آمَنَتْ فَنَفَعَها إِيمانُها إِلَّا قَوْمَ يُونُسَ لَمَّا آمَنُوا كَشَفْنا عَنْهُمْ عَذابَ الْخِزْيِ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ مَتَّعْناهُمْ إِلى حِينٍ) (يونس آيه ٩٨).
٢- در تواريخ اسلامى نيز آمده كه حضرت مسيح ع درباره عروسى خبر داد كه او در همان شب زفاف ميميرد، ولى عروس بر خلاف پيش بينى مسيح ع سالم ماند!، هنگامى كه از وى جريان را پرسيدند فرمود: آيا صدقهاى در اين راه دادهايد؟ گفتند: آرى، فرمود، صدقه بلاهاى مبرم را دفع مىكند! [١]
[١] بحار الانوار- چاپ قديم جلد ٢ صفحه ١٣١- از امالى صدوق.