تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٩٨ - مبارزه با گروههاى مختلف بتپرست
ابراهيم در زمانى چشم به جهان گشود كه نمرود بن كنعان آن پادشاه جبار و ستمگر بر بابل حكومت مىكرد و خود را خداى بزرگ بابل معرفى مىنمود.
البته مردم بابل تنها اين يك بت را نداشتند، بلكه در عين حال بتهايى با اشكال گوناگون و از مواد مختلف ساخته و پرداخته بودند و به نيايش در مقابل آنها مشغول بودند.
حكومت وقت از آنجا كه بت پرستى را وسيله مؤثرى براى" تحميق" و" تخدير" افكار ساده لوح مىديد، سخت از آن حمايت مىكرد، و هر گونه اهانت و توهين به بتها را يك گناه بزرگ و جرم نابخشودنى مىدانست.
مورخان درباره تولد ابراهيم داستان شگفتانگيزى نقل كردهاند كه خلاصهاش چنين است:
منجمان تولد شخصى را كه با قدرت بى منازع" نمرود" مبارزه خواهد كرد، پيش بينى كرده بودند، و او با تمام قوا هم براى جلوگيرى از تولد چنين كودكى، و هم براى كشتن او بر فرض تولد، تلاش و كوشش مىكرد.
ولى هيچيك از اينها مؤثر نيفتاد و اين نوزاد سرانجام تولد يافت.
مادر براى حفظ او، او را در گوشه غارى در نزديكى زادگاهش پرورش مىداد، بطورى كه سيزده سال از عمر خود را در آنجا گذراند.
سرانجام كه در آن مخفيگاه، دور از نظر ماموران نمرود پرورش يافت، و به سن نوجوانى رسيد تصميم گرفت كه آن خلوتگاه را براى هميشه ترك كند، و به ميان مردم گام نهد، و درس توحيدى را كه با الهام درون به ضميمه مطالعات فكرى دريافته بود براى مردم باز گويد.
مبارزه با گروههاى مختلف بتپرست
در اين هنگام كه مردم بابل علاوه بر بتهاى ساختگى دست خود، موجودات