تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٠١ - تفسير زندهترين درسهاى عبرت
ساخته مغز و انديشه تو نيست،" بلكه يك وحى بزرگ آسمانى است، كه كتب اصيل انبياى پيشين را نيز تصديق و گواهى مىكند" (وَ لكِنْ تَصْدِيقَ الَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ).
به علاوه" هر آنچه انسان به آن نياز دارد، و در سعادت و تكامل او دخيل است، در اين آيات آمده است" (وَ تَفْصِيلَ كُلِّ شَيْءٍ).
و به همين دليل" مايه هدايت جستجوگران و مايه رحمت براى همه كسانى است كه ايمان مىآورند" (وَ هُدىً وَ رَحْمَةً لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ).
آيه فوق گويا مىخواهد به اين نكته مهم اشاره كند كه داستانهاى ساختگى زيبا و دلانگيز بسيار است و هميشه در ميان همه اقوام، افسانههاى خيالى جالب فراوان بوده است، مبادا كسى تصور كند سرگذشت يوسف و يا سرگذشت پيامبران ديگر كه در قرآن آمده از اين قبيل است.
مهم اين است كه اين سرگذشتهاى عبرتانگيز و تكان دهنده همه عين واقعيت است و كمترين انحراف از واقعيت و عينيت خارجى در آن وجود ندارد، و به همين دليل تاثير آن فوق العاده زياد است.
چرا كه مىدانيم افسانههاى خيالى هر قدر، جالب و تكان دهنده، تنظيم شده باشند، تاثير آنها در برابر يك سرگذشت واقعى ناچيز است زيرا:
اولا هنگامى كه شنونده و خواننده به هيجانانگيزترين لحظات داستان مىرسد و مىرود كه تكانى بخورد، ناگهان اين برق در مغز او پيدا مىشود كه اين يك خيال و پندار بيش نيست! ثانيا- اين سرگذشتها در واقع بيانگر فكر طراح آنهاست، او است كه عصاره افكار و خواستههايش را در چهره و افعال قهرمان داستان مجسم مىكند، و بنا بر اين چيزى فراتر از فكر يك انسان نيست، و اين با يك واقعيت عينى فرق بسيار دارد و نمىتواند بيش از موعظه و اندرز گوينده آن بوده باشد، اما تاريخ