تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣١١ - ٢- چرا اعمال آنها بىمحتوا است؟
بايد ديد چرا اعمال افراد بىايمان چنين بىارزش و ناپايدار است؟ چرا آنها نمىتوانند از نتايج اعمال خود بهره گيرند؟
پاسخ اين سؤال، اگر با جهان بينى توحيدى و معيارهاى آن بررسى كنيم، كاملا روشن است، چرا كه آن چيزى كه به عمل، شكل و محتوا مىدهد، نيت و انگيزه و هدف و برنامه آن است.
اگر برنامه و انگيزه و هدف، سالم و ارزنده و قابل ملاحظه باشد خود عمل نيز چنين خواهد بود، ولى اگر برترين اعمال را با انگيزهاى پست، برنامهاى نادرست، و هدفى بىارزش انجام دهيم، آن عمل به كلى مسخ و بىمحتوا مىشود و چون خاكسترى خواهد بود بر سينه تند باد!.
بد نيست با يك مثال زنده اين بحث را روشن كنيم، الان برنامههايى تحت عنوان حقوق بشر در جهان غرب و از طرف قدرتهاى بزرگ، پيشنهاد و دنبال مىشود، همين برنامه از ناحيه پيامبران نيز دنبال شده، اما محصول و محتوا و ثمره اين دو از زمين تا آسمان متفاوت است.
قدرتهاى جهانخوار وقتى دم از حقوق بشر مىزنند مسلما انگيزه انسانى و معنوى و اخلاقى ندارند، هدفشان ساختن پوششى است براى جنايات بيشتر و استعمار فزونتر، و انگيزه و برنامه، درست براى همين مقصد تنظيم شده است، لذا اگر فى المثل پاى چند نفر از جاسوسانشان به زنجير بيفتد، فرياد دفاعشان از حقوق بشر همه دنيا را پر مىكند، اما آن روز كه خودشان در ويتنام دستهاشان به خون ميليونها نفر آلوده بود، و يا در كشورهاى اسلامى ما آن همه فجايع را به بار آوردند، حقوق بشر بدست فراموشى سپرده شد، بلكه حقوق بشر همكارى با هياتهاى حاكم زورگو و دستنشانده بود!.