تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٠٥ - آخرين مرحله رسالت ابراهيم
او را صدا زد كه اى ابراهيم چه كسى به تو دستور داد ما را در سرزمينى بگذارى كه نه گياهى در آن وجود دارد، نه حيوان شير دهندهاى، و نه حتى يك قطره آب، آن هم بدون زاد و توشه و مونس؟! ابراهيم در يك جمله كوتاه پاسخ گفت:" پروردگارم مرا چنين دستور داده است".
هنگامى كه هاجر اين جمله را شنيد گفت اكنون كه چنين است، خدا هرگز ما را به حال خود رها نخواهد كرد! [١] ابراهيم" كرارا" از فلسطين به قصد زيارت اسماعيل به مكه آمد، و در يكى از همين سفرها بود كه مراسم حج را بجاى آورد، و به فرمان خدا اسماعيل فرزندش را كه به صورت نوجوان برومند و فوق العاده پاك و با ايمان بود به قربانگاه برد، و حاضر شد اين بهترين ميوه شاخسار حياتش را با دست خود در راه خدا قربانى كند.
هنگامى كه اين مهمترين آزمايش را به عاليترين صورتى از عهده بر آمد و تا آخرين مرحله آمادگى خود را در اين راه نشان داد خدا قربانيش را پذيرفت و اسماعيل را براى او حفظ كرد و گوسفندى به عنوان قربانى براى او فرستاد [٢] سرانجام ابراهيم با ادا كردن حق همه اين امتحانات، و بيرون آمدن از كوره همه اين آزمايشها، به بلندترين مقامى كه يك انسان ممكن است به آن برسد ارتقاء يافت و چنان كه قرآن مىگويد:" خداوند ابراهيم را به كلماتى آزمود و او همه آنها را به انجام رساند، و به دنبال آن به او فرمود من ترا امام و پيشوا قرار مىدهم، ابراهيم كه از اين مژده به وجد آمده بود تقاضا كرد كه اين مقام را به بعضى از فرزندان من نيز ببخش، دعاى او مستجاب شد ولى به اين شرط كه اين
[١] كامل ابن اثير جلد ١ صفحه ١٠٣.
[٢] صافات ١٠٤ تا ١٠٧.