تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٣٥ - نكته ايمان و همبستگىهاى حزبى
كه اللَّه و خداى يگانه يكتا را بپرستم و هيچ شريكى براى او قائل نشوم، فقط به سوى او دعوت مىكنم و بازگشت من و همگان به سوى او است" (قُلْ إِنَّما أُمِرْتُ أَنْ أَعْبُدَ اللَّهَ وَ لا أُشْرِكَ بِهِ إِلَيْهِ أَدْعُوا وَ إِلَيْهِ مَآبِ).
اشاره به اينكه موحد راستين و خداپرست حقيقى جز تسليم در برابر همه فرمانهاى خدا هيچ خط و برنامهاى ندارد، او در برابر همه آنچه از سوى خدا نازل مىگردد، تسليم است و تبعض در ميان آنها قائل نمىشود كه آنچه را با ميلش سازگار است بپذيرد و آنچه مخالف ميل اوست انكار كند.
نكته: ايمان و همبستگىهاى حزبى.
در آيه فوق ديديم كه چگونه خداوند از مؤمنان راستين يهود و نصارى تعبير به اهل كتاب كرده و از آنهايى كه تابع تعصبات و هوسهاى خويش بودند، تعبير به احزاب، اين منحصر به تاريخ صدر اسلام و قوم يهود و نصاراى معاصر پيامبر ص نيست، هميشه، تفاوت ميان مؤمنان حقيقى و مدعيان ايمان همين است كه مؤمنان راستين، تسليم محض در برابر فرمانهاى حقند، و در ميان آنها تفاوت و تبعيضى قائل نمىشوند، يعنى ميل و خواست خود را تحت الشعاع آنها قرار مىدهند، و نام اهل كتاب و اهل ايمان تنها شايسته آنها است.
اما آنها كه مصداق" نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَ نَكْفُرُ بِبَعْضٍ" هستند، يعنى هر چه را با خط فكرى و اميال شخصى و هوسهايشان هماهنگ است مىپذيرند و هر چه را نيست انكار مىكنند، يا هر چه به سودشان است قبول دارند و هر چه بر خلاف منافع شخصى آنهاست انكار مىكنند، اينها نه مسلمانند و نه مؤمن راستين، بلكه احزابى هستند كه مقاصد خود را در دين جستجو مىكنند و لذا در تعليمات اسلام و احكام آن هميشه تبعيض قائل مىشوند.