تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٦٦ - ١- راه شناخت حق و باطل
بعد از بيان اين مثال كه به صورت وسيع و گسترده، نه تنها در مورد آب، كه در مورد همه فلزات، چه آنها كه زينتى هستند و چه آنها كه وسائل زندگى را از آن مىسازند، بيان مىكند به سراغ نتيجهگيرى مىرود، و چنين مىفرمايد:
" اينگونه خداوند براى حق و باطل، مثال مىزند" (كَذلِكَ يَضْرِبُ اللَّهُ الْحَقَّ وَ الْباطِلَ).
سپس به شرح آن مىپردازد و مىگويد:" اما كفها به كنار مىروند و اما آبى كه براى مردم مفيد و سودمند است در زمين مىماند" (فَأَمَّا الزَّبَدُ فَيَذْهَبُ جُفاءً وَ أَمَّا ما يَنْفَعُ النَّاسَ فَيَمْكُثُ فِي الْأَرْضِ).
كفهاى بيهوده و بلند آواز و ميان تهى كه هميشه بالانشين هستند اما هنرى ندارند بايد به كنارى ريخته شوند و اما آب خاموش و بىسر و صداى متواضع و مفيد و سودمند مىماند و اگر روى زمين هم نماند در اعماق زمين نفوذ مىكند و چيزى نمىگذرد كه به صورت چشمهسارها و قناتها و چاهها سر از زمين برمىدارد، تشنه كامان را سيراب مىكند، درختان را بارور، و گلها را شكفته و ميوهها را رسيده، و به همه چيز سر و سامان مىدهد.
و در پايان آيه براى تاكيد بيشتر و دعوت به مطالعه دقيقتر روى اين مثال مىفرمايد:" اين چنين خداوند مثالهايى مىزند" (كَذلِكَ يَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثالَ).
[١- راه شناخت حق و باطل:]
در اين مثال پر معنى كه با الفاظ و عبارات موزونى ادا شده و منظره حق و باطل را به عاليترين صورتى ترسيم كرده حقايق فراوانى نهفته است كه در اينجا به قسمتى از آن اشاره مىكنيم:
١- شناخت حق و باطل كه همان شناخت واقعيتها از پندارها است، گاهى براى انسان چنان مشكل و پيچيده مىشود، كه حتما بايد سراغ نشانه رفت و از