تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣١٩ - تفسير آفرينش بر اساس حق است
وَ الْقَمَرَ نُوراً ... ما خَلَقَ اللَّهُ ذلِكَ إِلَّا بِالْحَقِ:" او كسى است كه خورشيد را مايه روشنى و ماه را وسيله نور افشانى قرار داد، اين كار را جز از روى حساب و حكمت انجام نداد" (يونس- ٥).
و گاه به شخصى كه چنين كارى را انجام داده است" حق" گفته مىشود همانگونه كه بر خداوند اين كلمه اطلاق شده است فَذلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمُ الْحَقُ:
" اين خداوند، پروردگار حق شما است" (يونس آيه ٣٢).
و گاه به اعتقادى كه مطابق واقع است،" حق" گفته مىشود مانند فَهَدَى اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا لِمَا اخْتَلَفُوا فِيهِ مِنَ الْحَقِ:" خداوند كسانى را كه ايمان آوردهاند به آنچه در آن از اعتقادات اختلاف كردند هدايت فرموده است" (بقره- ٢١٣).
و گاه به گفتار و عملى گفته مىشود كه به اندازه لازم و در وقت لزومش انجام گرفته است، مانند حَقَّ الْقَوْلُ مِنِّي لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ:" قول حقى از من صادر شده كه جهنم را پر مىكنم" (از گنهكاران) (سجده آيه ١٣).
و به هر حال نقطه مقابل آن،" باطل" و" ضلال" و" لعب" و بيهوده و مانند اينها است.
و اما در آيه مورد بحث بدون شك اشاره به همان معنى اول است يعنى ساختمان عالم آفرينش، آسمان و زمين، همگى نشان مىدهد كه در آفرينش آنها، نظم و حساب و حكمت و هدفى بوده است، نه خداوند به آفرينش آنها نياز داشته و نه از تنهايى احساس وحشت مىنموده، و نه كمبودى را با آن مىخواهد در ذات خود بر طرف سازد چرا كه او بىنياز از همه چيز است، بلكه اين جهان پهناور منزلگاهى است براى پرورش مخلوقات و تكامل بخشيدن هر چه بيشتر به آنها.
سپس اضافه مىكند دليل بر اينكه نيازى به شما و ايمان آوردن شما ندارد اين است كه" اگر اراده كند شما را مىبرد و خلق تازهاى به جاى شما مىآورد"