تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٩٣ - تفسير تنها بر خدا توكل كنيد
(قالَتْ لَهُمْ رُسُلُهُمْ إِنْ نَحْنُ إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ وَ لكِنَّ اللَّهَ يَمُنُّ عَلى مَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِهِ).
يعنى فراموش نكنيد اگر فرضا به جاى بشر، فرشتهاى انتخاب مىشد، باز فرشته از خودش چيزى ندارد، تمام مواهب از جمله موهبت رسالت و رهبرى از سوى خدا است، آن كس كه مىتواند چنين مقامى را به فرشتهاى بدهد مىتواند به انسانى بدهد.
بديهى است بخشيدن اين موهبت از ناحيه خداوند بىحساب نيست و بارها گفتهايم كه مشيت خدا با حكمت او هماهنگ است، يعنى هر جا مىخوانيم:
" خدا به هر كس بخواهد ..." مفهومش اين است" هر كس را شايسته بداند" درست است كه مقام رسالت بالآخره موهبت الهى است، ولى آمادگيهايى در شخص پيامبر نيز حتما وجود دارد.
سپس به پاسخ سؤال سوم مىپردازد بى آنكه از ايراد دوم پاسخ گويد گويى ايراد دوم آنها در زمينه استناد به سنت نياكان آن قدر سست و بىاساس بوده كه هر انسان عاقلى با كمترين تامل جواب آن را مىفهمد، به علاوه در آيات ديگر قرآن، پاسخ اين سخن داده شده است.
آرى در پاسخ سؤال سوم چنين مىگويد كه آوردن معجزات، كار ما نيست كه به صورت يك خارقالعادهگر گوشهاى بنشينيم و هر كس به ميل خودش معجزهاى پيشنهاد كند و مساله خرق عادت تبديل به يك بازيچه بىارزش شود، بلكه:" ما نمىتوانيم معجزهاى جز به فرمان خدا بياوريم" (وَ ما كانَ لَنا أَنْ نَأْتِيَكُمْ بِسُلْطانٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ).
به علاوه هر پيامبرى حتى بدون تقاضاى مردم به اندازه كافى اعجاز نشان مىدهد تا سند اثبات حقانيت او گردد، هر چند مطالعه محتويات دعوت و مكتب آنها، خود به تنهايى بزرگترين اعجاز است، ولى بهانهجويان غالبا گوششان