تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٢٥ - تعجب كفار از معاد
" و اين غلهاست در گردنهايشان" (وَ أُولئِكَ الْأَغْلالُ فِي أَعْناقِهِمْ).
" چنين افرادى با اين وضع و اين موقعيت، مسلما اصحاب دوزخند، و جاودانه در آن خواهند ماند" و جز اين نتيجه و انتظارى در باره آنان نيست (وَ أُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فِيها خالِدُونَ).
در آيه بعد، به يكى ديگر از سخنان غير منطقى مشركان پرداخته و مىگويد:" آنها به جاى اينكه از خداوند به وسيله تو تقاضاى رحمت كنند، درخواست تعجيل عذاب و كيفر و مجازات مىنمايند" (وَ يَسْتَعْجِلُونَكَ بِالسَّيِّئَةِ قَبْلَ الْحَسَنَةِ).
چرا اين قوم اينقدر لجوج و جاهلند؟ چرا آنها نمىگويند اگر راست مىگويى رحمت خدا را چنين و چنان بر ما نازل بگردان، بلكه مىگويند اگر سخن تو راست است، عذاب خدا را بر ما فرو فرست!.
آيا آنها فكر مىكنند مجازات الهى دروغ است؟" با اينكه در گذشته عذابهايى بر امتهاى سركش پيشين نازل گرديد" كه اخبار آن بر صفحات تاريخ و در دل زمين ثبت است (وَ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِمُ الْمَثُلاتُ). [١] سپس اضافه مىكند:" خداوند، هم در برابر زشتيها و ستمهاى مردم، داراى مغفرت است و هم داراى كيفر شديد است" (وَ إِنَّ رَبَّكَ لَذُو مَغْفِرَةٍ لِلنَّاسِ عَلى ظُلْمِهِمْ وَ إِنَّ رَبَّكَ لَشَدِيدُ الْعِقابِ).
هرگز شدت مجازات او مانع رحمت عامش نخواهد بود، همانگونه كه رحمت عام او نبايد اين اشتباه را پيش آورد كه او به ظالمان فرصت مىدهد كه هر چه بخواهند بكنند، چرا كه در چنين مواردى شديد العقاب است، و دستيابى به آثار هر يك از اين دو صفت پروردگار يعنى" ذو مغفرة" و" شديد العقاب"
[١] مثلات جمع" مثله" (بفتح ميم و ضم ث) به معنى بلاها و كيفرهايى است كه بر امتهاى پيشين وارد شد آن چنان كه" ضرب المثل" گرديد.