تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٥ - ترجمه
[سوره يوسف (١٢): آيات ٥٨ تا ٦٢]
وَ جاءَ إِخْوَةُ يُوسُفَ فَدَخَلُوا عَلَيْهِ فَعَرَفَهُمْ وَ هُمْ لَهُ مُنْكِرُونَ (٥٨) وَ لَمَّا جَهَّزَهُمْ بِجَهازِهِمْ قالَ ائْتُونِي بِأَخٍ لَكُمْ مِنْ أَبِيكُمْ أَ لا تَرَوْنَ أَنِّي أُوفِي الْكَيْلَ وَ أَنَا خَيْرُ الْمُنْزِلِينَ (٥٩) فَإِنْ لَمْ تَأْتُونِي بِهِ فَلا كَيْلَ لَكُمْ عِنْدِي وَ لا تَقْرَبُونِ (٦٠) قالُوا سَنُراوِدُ عَنْهُ أَباهُ وَ إِنَّا لَفاعِلُونَ (٦١) وَ قالَ لِفِتْيانِهِ اجْعَلُوا بِضاعَتَهُمْ فِي رِحالِهِمْ لَعَلَّهُمْ يَعْرِفُونَها إِذَا انْقَلَبُوا إِلى أَهْلِهِمْ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ (٦٢)
ترجمه:
٥٨- برادران يوسف آمدند و بر او وارد شدند، او آنها را شناخت، ولى آنها وى را نشناختند.
٥٩- و هنگامى كه (يوسف) بارهاى آنها را آماده ساخت گفت (دفعه آينده) آن برادرى را كه از پدر داريد نزد من آوريد، آيا نمىبينيد من حق پيمانه را ادا مىكنم و من بهترين ميزبانانم؟! ٦٠- و اگر او را نزد من نياوريد نه كيل (و پيمانهاى از غله) نزد من خواهيد داشت و نه (اصلا) نزديك من شويد! ٦١- گفتند ما با پدرش گفتگو خواهيم كرد (و سعى مىكنيم موافقتش را جلب نمائيم) و ما اين كار را خواهيم كرد.
٦٢- (سپس) به كارگزاران خود گفت آنچه را به عنوان قيمت پرداختهاند در بارهايشان بگذاريد شايد آن را پس از مراجعت به خانواده خويش بشناسند و شايد برگردند.