تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٨ - ١- چگونه يوسف دعوت طاغوت زمان را پذيرفت؟
انقلابها و قيامهاى بعدى، چرا كه او از درون دستگاه زمينه انقلاب را فراهم مىسازد (شايد مؤمن آل فرعون از اين نمونه بود).
و گاهى حد اقل اينگونه اشخاص سنگر و پناهگاهى هستند براى مظلومان و محرومان و از فشار دستگاه روى اينگونه افراد مىكاهند. اينها امورى است كه هر يك به تنهايى مىتواند مجوز قبول اينگونه پستها باشد.
روايت معروف امام صادق ع كه در مورد اين گونه اشخاص فرمود
كفارة عمل السلطان قضاء حوائج الاخوان:
" كفاره همكارى با حكومت ظالم برآوردن خواستههاى برادران است" نيز اشارهاى به همين معنى است [١] ولى اين موضوع از مسائلى است كه مرز حلال و حرام آن بسيار به يكديگر نزديك است، و گاه مىشود بر اثر سهلانگارى كوچكى انسان در دام همكارى بيهوده با ظالم مىافتد و مرتكب يكى از بزرگترين گناهان مىشود در حالى كه به پندار خود مشغول عبادت و خدمت به خلق است.
و گاه افراد سوء استفادهچى زندگى" يوسف" و يا" على بن يقطين" را بهانهاى براى اعمال نارواى خود قرار مىدهند، در حالى كه هيچگونه شباهتى ميان كار آنها و كار يوسف يا على بن يقطين نيست [٢]
[١] وسائل الشيعه جلد ١٢ صفحه ١٣٩ (همين مضمون از امام كاظم ع در مورد على بن يقطين در سفينه البحار جلد ٢ صفحه ٢٥٢ نقل شده است.
[٢] در روايات متعددى كه از امام على بن موسى الرضا ع نقل شده مىخوانيم:
كه بعضى از مردم كه آشنا به معيارهاى اسلامى نبودند، گاهى به امام ايراد مىگرفتند كه چرا با آن همه زهد و بىاعتنايى به دنيا اين پست و مقام ولايت عهدى مامون را پذيرفتهاى؟ امام در جواب سؤال فرمود" آيا پيامبر برتر است يا وصى پيامبر" در پاسخ عرض كردند: نه پيامبر افضل است، فرمود: كدام افضل است، مسلم يا مشرك، عرض كردند مسلم، فرمود:
عزيز مصر مشرك بود و يوسف پيامبر بود، و مامون (ظاهرا) مسلمان است و من وصى پيامبر (ص) و يوسف از عزيز مصر خواست كه او را بر خزائن مصر قرار دهد و گفت من حفيظ و عليمم، در حالى كه من مجبور به پذيرفتن اين مقام شدم (وسائل الشيعه جلد ١٢ صفحه ١٤٦).