تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧ - ١- چگونه يوسف دعوت طاغوت زمان را پذيرفت؟
چگونه يوسف اين پيامبر بزرگ حاضر شد، خزانه دارى يا نخست وزيرى يكى از طاغوتهاى زمان را بپذيرد؟ و با او همكارى كند؟
پاسخ اين سؤال در حقيقت در خود آيات فوق نهفته است، او به عنوان يك انسان حفيظ و عليم (امين و آگاه) عهدهدار اين منصب شد، تا بيت المال را كه مال مردم بود به نفع آنها حفظ كند و در مسير منافع آنان به كار گيرد، مخصوصا حق مستضعفان را كه در غالب جامعهها پايمال مىگردد به آنها برساند.
به علاوه او از طريق علم تعبير- چنان كه گفتيم- آگاهى داشت كه يك بحران شديد اقتصادى براى ملت مصر در پيش است كه بدون برنامهريزى دقيق و نظارت از نزديك ممكن است جان گروه زيادى بر باد رود، بنا بر اين نجات يك ملت و حفظ جان انسانهاى بىگناه ايجاب مىكرد كه از فرصتى كه بدست يوسف افتاده بود به نفع همه مردم، مخصوصا محرومان، استفاده كند، چرا كه در يك بحران اقتصادى و قحطى پيش از همه جان آنها به خطر مىافتد و نخستين قربانى بحرانها آنها هستند.
در" فقه" در بحث قبول ولايت از طرف ظالم نيز اين بحث بطور گسترده آمده است كه قبول پست و مقام از سوى ظالم هميشه حرام نيست، بلكه گاهى مستحبّ و يا حتى واجب مىگردد و اين در صورتى است كه منافع پذيرش آن و مرجحات دينيش بيش از زيانهاى حاصل از تقويت دستگاه باشد.
در روايات متعددى نيز مىخوانيم كه ائمه اهل بيت ع به بعضى از دوستان نزديك خود (مانند على بن يقطين كه از ياران امام كاظم ع بود و وزارت فرعون زمان خود هارون الرشيد را به اجازه امام پذيرفت) چنين اجازهاى را مىدادند.
و به هر صورت قبول يا رد اينگونه پستها تابع قانون اهم و مهم است، و بايد سود و زيان آن از نظر دينى و اجتماعى سنجيده شود، چه بسا كسى كه قبول چنين مقامى مىكند سرانجام به خلع يد ظالم مىانجامد (آن چنان كه طبق بعضى از روايات در جريان زندگى يوسف اتفاق افتاد) و گاه سرچشمهاى مىشود براى