تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٤ - تفسير سرانجام موافقت پدر جلب شد
يعنى شما با اين سابقه بد كه هرگز فراموش شدنى نيست چگونه انتظار داريد من بار ديگر به پيشنهاد شما اطمينان كنم، و فرزند دلبند ديگرم را به شما بسپارم، آنهم در يك سفر دور و دراز و در يك كشور بيگانه؟! سپس اضافه كرد:" در هر حال خداوند بهترين حافظ و ارحم الراحمين است" (فَاللَّهُ خَيْرٌ حافِظاً وَ هُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ).
اين جمله ممكن است اشاره به اين باشد كه براى من مشكل است بنيامين را با شما بدسابقهها بفرستم، و اگر هم بفرستم به اطمينان حفظ خدا و ارحم الراحمين بودن او است، نه به اطمينان شما!.
بنا بر اين جمله فوق اشاره قطعى به قبول پيشنهاد آنها ندارد، بلكه يك بحث احتمالى است، زيرا از آيات آينده معلوم مىشود كه يعقوب هنوز پيشنهاد آنها را نپذيرفته بود و بعد از گرفتن عهد و پيمان موثق و جريانات ديگرى كه پيش آمد آن را پذيرفت.
ديگر اينكه ممكن است اشاره به يوسف باشد، چرا كه او در اينجا به ياد يوسف افتاد و قبلا هم مىدانست او در حال حيات است. (و در آيات آينده نيز خواهيم خواند كه او به زنده بودن يوسف اطمينان داشت) و لذا براى حفظ او دعا كرد كه: هر كجا هست خدايا به سلامت دارش!
آنها كه اين موضوع را سندى قاطع بر گفتار خود مىيافتند، نزد پدر آمدند" گفتند: پدرجان! ما ديگر بيش از اين چه مىخواهيم؟ ببين تمام متاع