تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٥ - تفسير سرانجام موافقت پدر جلب شد
ما را به ما بازگرداندهاند" (قالُوا يا أَبانا ما نَبْغِي هذِهِ بِضاعَتُنا رُدَّتْ إِلَيْنا) [١] آيا از اين بزرگوارى بيشتر مىشود كه زمامدار يك كشور بيگانه، در چنين قحطى و خشكسالى، هم مواد غذايى به ما بدهد و هم وجه آن را به ما بازگرداند؟
آنهم به صورتى كه خودمان نفهميم و شرمنده نشويم، از اين برتر چه تصور مىشود؟! پدرجان! ديگر جاى درنگ نيست، برادرمان را با ما بفرست" ما براى خانواده خود مواد غذايى خواهيم آورد" (وَ نَمِيرُ أَهْلَنا) [٢]" و در حفظ برادر خواهيم كوشيد" (وَ نَحْفَظُ أَخانا).
" و يك بار شتر هم به خاطر او خواهيم افزود" (وَ نَزْدادُ كَيْلَ بَعِيرٍ).
" و اين كار براى عزيز مصر، اين مرد بزرگوار و سخاوتمندى كه ما ديديم، كار ساده و آسانى است" (ذلِكَ كَيْلٌ يَسِيرٌ) [٣]
[١] جمله ما نَبْغِي ممكن است" استفهاميه" باشد، و تقدير آن چنين است: ما نبغى وراء ذلك (ما بيش از اين چه مىخواهيم؟) و ممكن است" نافيه" باشد، و تقدير آن چنين است ما نبغى بذلك الكذب- او- ما نبغى منك دراهم يعنى ما قصد دروغ نداريم، يا اينكه ما پول ديگرى از تو نمىخواهيم همينها كافى است.
[٢] نمير از ماده ميره به معنى جلب طعام و مواد غذايى است.
[٣] جمله" ذلِكَ كَيْلٌ يَسِيرٌ" علاوه بر آنچه در متن گفته شد، اين احتمال را نيز دارد، كه منظور برادران يوسف اين بوده كه آنچه را كه ما آورديم، كيل كمى بود اگر برادر كوچكمان با ما بيايد مىتوانيم مقدار بيشترى غله دريافت داريم.