خرد گرايى در قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٦٤ - پژوهشى در معانى جهل
و شهوت را بميراند[١] و با پرورش جنود و مقتضيات عقل، به مقصد اعلاى انسانيت برسد و خليفه خداوند متعال شود، و نيز مىتواند با تبعيّت از نيروى جهل و پرورش جنود و مقضيات جهلْ به اسفل سافلين، سقوط كند.[٢]
با عنايت به اين شرح، دو نكته مهم و قابل توجّه روشن مىگردد:
خطرناكترين جهل
نكته اوّل اينكه هر چند اسلام با جهلِ مذموم، بويژه با مفهوم سوم آن، به شدّت مبارزه مىكند؛ ليكن خطرناكترين جهل از نظر اين مكتب، جهل به مفهوم چهارم است؛ يعنى انتخاب راهى است كه نيروى جهلْ انسان را بدان دعوت مىكند و تبعيّت از آن؛ زيرا اگر انسان، راهى را كه عقل براى او ترسيم كرده، انتخاب كند، بىترديد، علم و حكمت و ساير جنود عقل او را به مبدأ و مقصد انسانيت و راه وصول به آن و همه معارف مفيد و سازنده، هدايت خواهند كرد و او به ميزان استعداد و تلاشِ خود، به فلسفه آفرينش خويش خواهد رسيد.
امّا اگر انسان راهى را انتخاب كرد كه مقتضاى جهل است، جنود جهل، راه شناخت معارف سازنده و حقايق والايى كه انسان را با مقصد اعلاى انسانيت آشنا مىكند، مسدود مىنمايد و در اين حال، اگر كسى از بزرگترين دانشمندان روى زمين شود، دانش او براى هدايتش سودى ندارد و بيمارى جهل، او را از پا در خواهد آورد: «وَ أَضَلَّهُ اللَّهُ عَلى عِلْمٍ».[٣]
بر اين اساس، محور اصلى سخن، در روايات اسلامى- هنگامى كه «جهل» مورد بررسى قرار مىگيرد- مفهوم چهارم آن است و ساير مفاهيم جهلْ به ترتيب اهميّت، مورد توجّه است.
[١]. ر. ك: نشانههاى كمال و خرد، حديث ٥٩٣.
[٢]. سوره تين، آيه ٥:\i« ثُمَّ رَدَدْناهُ أَسْفَلَ سافِلِينَ»\E.
[٣]. سوره جاثية، آيه ٢٣.