خرد گرايى در قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٢٥ - و عذرخواهى از نادانى
فرمود: آنچه را كه مىدانند، بر زبان آورند، و از آنچه نمىدانند باز ايستند.
اگر چنين كنند، حقّ خداوند را ادا كردهاند.
١٠٦٣. امام صادق عليه السلام: سكوت، گنجى فراوان است و [باعث] آرايش بردبار و پوشش نادان.
ه: اعتراف به نادانى
١٠٦٤. امام على عليه السلام: نهايت خردمندى، اعتراف به نادانى است.
١٠٦٥. امام على عليه السلام: دنيا پابرجا نمانده، مگر بر آنچه خدا مقرّر داشته، از نعمتها و آزمايش و پاداش در روز رستاخيز يا بر آنچه او خواسته از آنچه نمىدانى.
پس اگر فهم چيزى از اين امور بر تو مشكل شد، آن را بر نادانى خود به آن پندار؛ زيرا تو در نخستين بار كه آفريده شدى، نادان بودى و سپس دانا شدى؛ وچه بسيار است چيزىكه تو بدان نادانى و انديشهات در آن سرگردان بوده، و بينايىات در آن سرگردان است و سپس، در آن بينا مىشوى.
١٠٦٦. امام على عليه السلام: بدان، استواران در دانش، كسانىاند كه اقرار و اعتراف به نادانى از تفسير آنچه كه پوشيده و در پرده است، از داخل شدن به درهايى كه جلوى پوشيدهها نصب شده، بى نيازشان كرده است. پس خداوند متعال، اعتراف ايشان را به ناتوانى از رسيدن به آنچه در علم بدان احاطه ندارند، ستوده و انديشه نكردن آنان را در چيزى كه بحث از كُنه آن تكليفشان نيست، رسوخ و استوارى ناميده است.
١٠٦٧. امام باقر عليه السلام: آنچه مىدانيد، بگوييد و آنچه را نمىدانيد، بگوييد: «خداوند، داناتر است».
و: عذرخواهى از نادانى
١٠٦٨. امام سجاد عليه السلام: بار خدايا! از تو به سبب نادانىام، عذر مىخواهم و نسبت به كارهاى زشتم، طلب بخشش دارم.