خرد گرايى در قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٥٩ - ٦/ ١ معناى جاهليت
تاريك و نادانى بسيار و بدخويى در معاشرت، به نور او روشن شد، و حال آنكه مردم، حرام را حلال مىشمردند و خردمند را خوار مىكردند؛ در زمان نبود پيامبرى زندگى مىكردند و بر كفر مىمردند.
١١٤٢. امام على عليه السلام: [خداوند متعال] محمد صلى الله عليه و آله را به پيامبرى برانگيخت، در حالى كه شما عربها در بدترين حالت زندگى مىكرديد؛ كسانى از شما سگان را غذا مىساختند و كودكان را مىكُشتند؛ ديگران را غارت مىكردند و برمىگشتند، در حالى كه ديگران آنان را غارت كرده بودند. شما دانه حنظل و خون و كُرك شتران و مردار و خوك مىخورديد؛ اقامتگاهتان، سنگهاى خشن و بتهاى گمراه كننده بود؛ غذاهاى زمخت مىخورديد و آبهاى متعفن مىآشاميديد؛ خون يكديگر را مىريختيد ويكديگر را به اسارت مىگرفتيد.
١١٤٣. امام على عليه السلام- بخشىاز نامه او به يارانش پس از كشته شدن محمّد بن ابىبكر-:
خداوند محمد صلى الله عليه و آله را هشدار دهنده جهانيان برانگيخت و امينِ بر كتاب و گواهِ بر اين امّت، قرار داد. شما اى جماعت عرب! در آن روز، بدترين آيين را داشتيد و در بدترين منزل، اقامت داشتيد. اقامتگاه شما سرزمينهاى سنگلاخ و ميان مارهاى كَر و خارهاى مغيلان بود؛ آب كثيف مىآشاميديد و غذاى خشن مىخورديد؛ خون يكديگر را مىريختيد و فرزندانتان را مىكشتيد؛ از خويشاوندان مىبريديد و اموالتان را به ستم و غصب مىخورديد؛ راههايتان ترسناك بود؛ بُتان در ميان شما برپا بود و از گناهان اجتناب نمىكرديد و ايمان بيشترتان به خدا، شركآلود بود.
١١٤٤. امام على عليه السلام- در خصوص عبرت گيرى از امّتهاى پيشين و هشدار به عصيانگران گردنكش-: پس، از پيشآمدهاى اسماعيل و فرزندان اسحاق و اولاد اسرائيل، عبرت گيريد كه چه بسيار متناسب است سرگذشتها، و چه مانند و نزديك است داستانها. در سرگذشت ايشان و چگونگى پراكندگى و جدايىشان از يكديگر، تأمّل و انديشه نماييد در شبهايى كه كسراها [پادشان عجم] و قيصرها [پادشاهان روم] سرور آنان بودند، آنها را از كشتزارها و درياى عراق و سبزهزار جهان به جاهايى راندند كه دَرْمَنه مىروييد و بادهاى تُند مىوزيد و زندگانى سخت بود. پس آنان را درويش و مستمند و ياور و همراه زخم و موى شتر رها كردند. زبدهترين امّتها بودند،